(رنگین کمان عشق در دل تاریکی)
(رنگین کمان عشق در دل تاریکی)
پارت = 11
پسرا : هی هی دارین چیکار می کنین اروم باشین
یاعیز : توانا ولش کن ، بیا اینجا
چاعان : لیا بسه دیگه ولش کن
دنیز : الیسا بیا اینور
لیلا : دختره دیوونه موهامو کند
لیا : تو با کی بودی دیوونه ها؟
چاعان : بیا اینجا دیگه کافیه
لیا : چاعان واسه چی از اون طرفداری میکنی مگه نشنیدی به خانوادمون توهین بهمون گفت وحشی
لیلا : خوب مگه دروغ ببین همه پسرا موافق حتی اونا هم سکوت کرد
چاعان : لیا بیا بریم از اینجا
توانا : پسرا شما چرا تو سکوتین چرا حرف نمی زنین
چاعان : توانا لطفاً !! ، لیا توهم بیا
لیا : چاعان ولم کن من می خوام برم کتاب خونه
چاعان : باشه باهم میریم
لیا : چاعان میگم ولم کن مگه نفهمیدی من می خوام برم پیش خانواده وحشیم
توانا : واقعا براتون متاسفم
دنیز : الیسا !
الیسا : اصلا ، اصلا نزدیک ما وحشی ها نشید 😒
دخترا رفتن
چاعان : هوففففف
توانا : لیا عشقم صبر کن یه لحظه
لیا : چیو صبر کنم ها چیو مگه ندیدی چجوری از اون دخترا دفاع کردن حتی یک کلمه هم در نیومدن بگن ساکت شین
الیسا : منم با لیا موافقم دنیز فقط بلده مسخره بازی دربیاره
توانا : آره راست میگین
پسرا دختر هارو دیدن و رفتن سمتشون
لیا : دخترا من دیگه میرم هوای این جا آلوده شد
توانا و الیسا : ماهم میام
عمر : لیا اینجایی
لیا : آره عمر چیزی شده
عمر : نه می خواستم بگم که تو راه خونه مارو بلد نیستی بیا خودم میرسونمت
لیا یه نگاهی به چاعان انداخت
لیا : باشه حتما ، بریم
عمر : بریم
توانا : پس لیا من میرم خونمون الیسا هم با من میاد توهم تموم که شدی بیا دخترونه گپ بزنیم
لیا : باشه حتما
چاعان : الان واقعا لیا رفت
سرپ : داداش گلم چه انتظاری داری ما رسماً جلوی اون دخترا ضایشون کردیم
چاعان : اما منظور من این نبود
سرپ : حالا که اینطوری شد
چاعان : حالا چی میشه
دنیز : نمی دونم
چاعان : کدومتون آدرس خونه عمر اینارو داره
یاعیز : می خوای چیکار
چاعان : دارین یا نه
دنیز : من دارم یبار رفتم که باهم با دسته بازی کنیم آدرسش رو برام فرستاد
چاعان : آها خوبه ، آدرسش رو برام بفرست ، من دیگه میرم فعلا
یاعیز : چاعان چی کار می کنی
چاعان : بعدا می فهمین
سرپ : عجبا
#عصر
لیا : عمر بیا حالا که درس ها رو کار کردیم دیگه تکلیف ها رو هم انجام بدیم تموم شه
عمر : باشه حتما
🔔🔔(صدای زنگ خونه)
عمر : یعنی کیه
لیا : نمی دونم
عمر : اومدم
عمر : چاعان !؟
چاعان : سلام
عمر : سلام , ام چیزه ببخشید بیا تو
چاعان : باشه حتما
پارت = 11
پسرا : هی هی دارین چیکار می کنین اروم باشین
یاعیز : توانا ولش کن ، بیا اینجا
چاعان : لیا بسه دیگه ولش کن
دنیز : الیسا بیا اینور
لیلا : دختره دیوونه موهامو کند
لیا : تو با کی بودی دیوونه ها؟
چاعان : بیا اینجا دیگه کافیه
لیا : چاعان واسه چی از اون طرفداری میکنی مگه نشنیدی به خانوادمون توهین بهمون گفت وحشی
لیلا : خوب مگه دروغ ببین همه پسرا موافق حتی اونا هم سکوت کرد
چاعان : لیا بیا بریم از اینجا
توانا : پسرا شما چرا تو سکوتین چرا حرف نمی زنین
چاعان : توانا لطفاً !! ، لیا توهم بیا
لیا : چاعان ولم کن من می خوام برم کتاب خونه
چاعان : باشه باهم میریم
لیا : چاعان میگم ولم کن مگه نفهمیدی من می خوام برم پیش خانواده وحشیم
توانا : واقعا براتون متاسفم
دنیز : الیسا !
الیسا : اصلا ، اصلا نزدیک ما وحشی ها نشید 😒
دخترا رفتن
چاعان : هوففففف
توانا : لیا عشقم صبر کن یه لحظه
لیا : چیو صبر کنم ها چیو مگه ندیدی چجوری از اون دخترا دفاع کردن حتی یک کلمه هم در نیومدن بگن ساکت شین
الیسا : منم با لیا موافقم دنیز فقط بلده مسخره بازی دربیاره
توانا : آره راست میگین
پسرا دختر هارو دیدن و رفتن سمتشون
لیا : دخترا من دیگه میرم هوای این جا آلوده شد
توانا و الیسا : ماهم میام
عمر : لیا اینجایی
لیا : آره عمر چیزی شده
عمر : نه می خواستم بگم که تو راه خونه مارو بلد نیستی بیا خودم میرسونمت
لیا یه نگاهی به چاعان انداخت
لیا : باشه حتما ، بریم
عمر : بریم
توانا : پس لیا من میرم خونمون الیسا هم با من میاد توهم تموم که شدی بیا دخترونه گپ بزنیم
لیا : باشه حتما
چاعان : الان واقعا لیا رفت
سرپ : داداش گلم چه انتظاری داری ما رسماً جلوی اون دخترا ضایشون کردیم
چاعان : اما منظور من این نبود
سرپ : حالا که اینطوری شد
چاعان : حالا چی میشه
دنیز : نمی دونم
چاعان : کدومتون آدرس خونه عمر اینارو داره
یاعیز : می خوای چیکار
چاعان : دارین یا نه
دنیز : من دارم یبار رفتم که باهم با دسته بازی کنیم آدرسش رو برام فرستاد
چاعان : آها خوبه ، آدرسش رو برام بفرست ، من دیگه میرم فعلا
یاعیز : چاعان چی کار می کنی
چاعان : بعدا می فهمین
سرپ : عجبا
#عصر
لیا : عمر بیا حالا که درس ها رو کار کردیم دیگه تکلیف ها رو هم انجام بدیم تموم شه
عمر : باشه حتما
🔔🔔(صدای زنگ خونه)
عمر : یعنی کیه
لیا : نمی دونم
عمر : اومدم
عمر : چاعان !؟
چاعان : سلام
عمر : سلام , ام چیزه ببخشید بیا تو
چاعان : باشه حتما
- ۱.۲k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط