من قدر جوانی را ندانستمتا پیر شدمو آنگاه فهمیدم جوانی

من قدر جوانی را ندانستم،تا پیر شدم،و آنگاه فهمیدم: جوانی،نه یک سن،بلکه یک شعله است.که وقتی می‌سوخت،نگاهت را به دنیا تغییر می‌داد.اکنون،اون شعله را می‌بینم، و می‌فهمند،چقدر گران بود.
دیدگاه ها (۰)

۱. شب جمعه، وقتی دل می‌گوید: «همین‌جاست، شهدا». 🕊️ چون ایشا...

استوری ۱ (تمرکز: بی‌اعتمادی)دولت‌های گذشته، با وعده‌های بزرگ...

۱۰ متن کوتاه، صمیمی و تزیین‌شده برای استوری (ویژه روز پنجشنب...

ظهر پنجشنبه‌ت بخیر رفیق عزیزم.امیدوارم تا اینجای روز رو با ا...

بهترین روز زندگیم از وقتی شروع شد که با تو آشنا شدم:)اصلا هی...

P . 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط