{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه بــراے رهــا شدڹ از زخم هاے

گاه بــراے رهــا شدڹ از زخم هاے

زنــدگے باید بخشید و گذشت ...

میدانم ڪه بخشیدڹ ڪسانیڪہ از آنها

زخم خورده ایم سخت تریڹ

ڪار دنیاست، ولے تا زمانیڪه هر صبح

چشماڹ خود را با ڪینہ باز ڪنیم

و آدمهاے خاطراتِ تلخ را زنـــده نگه

داریم و در ذهڹ خــود هــر روز

محاڪمـه شـان ڪنیـم، رنـگ آرامش را

نخــواهیــم دیـــد!!!

گاه بایـد چشم هــا را بست و از ڪنار

تمام بــد بـودنهــا نیـز گـذشت...

شایــد اینگـونـہ آرامش را بـه خــودمـاڹ

هــدیه دهیم.
دیدگاه ها (۵۶)

me15 خرداد 95در مرور خاطراتم گاه میلرزد دلمخوب میدانم که دائ...

me19 خرداد 95خاطرات کهنهمانده ام با بیتهایی خاک خورده در کنا...

وقت کردین متن رو بخونین قشنگهداشتم برگه های دانشجوهامو صحیح ...

حکایت عجیبیستبه شب که میرسیم دردهایمان به روز میشوند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط