{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رقص مرگ و عشق

رقص مرگ و عشق

موهامو گرفت و از ماشین کشوند بیرون

پرتم کرد روی آسفالت روی جاده

؟:تو چطور جرعت کردی که بهم سیلی بزنی هان؟

_همونجوری که تو مامانمو کشتی

؟:دهنتو ببند کثافت

با یه دستش فکم رو گرفت و لباش رو کوبوند به لبام و شروع کرد به مک زدن

؟:ا.ت ، ا.ت ، ا.تتتت

یهو از خواب پریدم

_بله؟

=عزیزم منم توی کلاس درسیم

×هی چیشده ا.ت؟

_ببخشید خانم معلم

=ایراد نداره...خب داشتیم میگفتیم

معلم شروع کرد به صحبت کردن و توضیح دادن درس

×هی دختر چت شده؟

_چند وقته خوابای عجیب میبینم

×چی میبینی؟

_خب...

یهو صدای زنگ تعطیلی مدرسه اومد

_خداحافظ بهم میزنگم

×باشه خداحافظ

طبق معمول پیاده رفتم خونه

نزدیکای خونه بودم که یهو یه مردی که روی موتور بود جلوم ویراژ داد

_هیییی چههه غلطی میکنییی؟؟؟

کلاهش رو دراورد موهاش رو درست کرد

+حواسم نبود کوچولو!

_از این به بعد حواست باشه که وقت مَردیم رو نگیری

+هی از دست این بچه ها...میدونی داخل کوچه هوآنگ پلاک ۱۲ کجاس؟

_امم خب...

این که ادرس خونه ما بود

_آره میدونم

+پس بپر بالا ببرمت

_بپرم بالا؟سوار موتورت بشم؟

+اهوم چیه نکنه برات بد میشه

_نه نه بد نمیشه

سوار موتور شدم و راهنماییش کردم

بلاخره رسیدیم که پیاده شدم

کلیدم رو دراوردم که چشماش چهارتا شد

+مگه اینجا زندگی میکنی

_اهوم

بازش کرد و وارد شدم

_مامان؟مامانی؟

÷ا.ت برگش...جونگکوک؟

+سلام خانم‌ پارک

_امم شما همو میشناسید

÷دخترم میخواستم بگم یادم رفت

_بگو

÷نگاه کن عزیزم من میخوام ازدواج مجدد کنم و ...

_و؟

÷و من میخوام با ایشون ازدواج کنم...آقای جئون جونگکوک هستن بزرگترین مافیای کره و این که ۲۸ سالشه

+خوشبختم

_ولی من خوشبخت نیستم

"ویو کوک"

دختره عوضی چطوری زبون درازی میکنه

ادبت میکنم

+اومم چه مشکلی باهام دارین؟!

_تو چه مشکلی داری اومدی تو زندگی‌ منو مامانم

÷ا.ت درست صحبت کن!

_الان داری جلوی دخترت از یه مرد غریبه دفاع میکنی

÷اون قراره جزئ از خانوادمون بشه...

_اون هیچوقت نشده و نخواهد شد

"ویو ا.ت"

با عصبانیت رفتم توی اتاقم و درو محکم بستم و درشو قفل کردم

لباسام رو عوض کردم و روی تخت نشستم

به عکس بابام خیره شدم

_بابا...دیدی مامانی زد زیر قولش؟...قول داده بود تا ابد فقط تورو دوست داشته باشه...ولی الان داره با یه مرد ۲۸ ساله ازدواج میکنه‌‌...کاشکی بودیو مثل قبل ما زندگیمون رو میکردیم
دیدگاه ها (۱۵)

Dance of Death and Loveرقص مرگ و عشقتعداد پارت:؟تعداد فصل:؟*...

یادگاری از عشقP(پارت آخر)"۱ سال بعد"_هیس گریه نکن!★(گریه)+چی...

بعد مامان ا. ت به کوک گفت مامان ا. ت : پسرم میخوام امشبا. ت...

داشتم آماده میشدم که کوک در زد کوک : پرنسسم من اومدم خونه لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط