{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم وقت سحرگاه دعایش این بود

مادرم وقت سحرگاه دعایش این بود
سر سجاده همه ذکر و ثنایش این بود

تا نبیند به دلم اینهمه بی تابی را
هرشبی را به سحر حرف و نوایش این بود

نذر کرده است که از یاد برم نامت را
دل درمانده من را که شفایش این بود

میکشد دست نوازش به سرم میگوید
دختر ساده من حق و سزایش این بود ؟

با همه بغض به رویش زده ام لبخندی
این دل عاشق من بی تو جزایش این بود
دیدگاه ها (۱)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

𝔻𝕣𝕖𝕒𝕞 𝕨𝕚𝕥𝕙 𝕞𝕖⁷

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

تقدیم خواهرعزیزم درویسگون نگار عزیزم دکتر فاطمه عزیز

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

کمی ناراحت بودم.کاش گریه من تمام بشه ولی به خودم

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

🌹❤️🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط