در عزای افتخار شعر تر باید گریست
در عزای افتخار شعر تر باید گریست
همچو باران در غم صاحب نظر باید گریست
شهریارا همدمت بار سفر بربست و رفت
همچو شمعی از سر شب تا سحر باید گریست
مشفقا ای ساربان کاروان شعر ما
کودکانه در فراقت ای پدرباید گریست
گلشن اشعار زیبا خالی از ابیات شد
همچو نی در نای خود از این خبر باید گریست
ما به شرط امتحانیم زنده در ذهن زمان
بر شتاب عمر در حال گذر باید گریست
در قبال زندگانی مردن است تضمین ما
پای این اسناد سخت و معتبر باید گریست
گر دمی در خود شکفتی بعد از آن پژمردگی است
بشنو از من قصه این مختصر:باید گریست
ما همه چون کاروانیم ای خدابخش در جهان
کاروانی مانده در راه سفر. باید گریست
همچو باران در غم صاحب نظر باید گریست
شهریارا همدمت بار سفر بربست و رفت
همچو شمعی از سر شب تا سحر باید گریست
مشفقا ای ساربان کاروان شعر ما
کودکانه در فراقت ای پدرباید گریست
گلشن اشعار زیبا خالی از ابیات شد
همچو نی در نای خود از این خبر باید گریست
ما به شرط امتحانیم زنده در ذهن زمان
بر شتاب عمر در حال گذر باید گریست
در قبال زندگانی مردن است تضمین ما
پای این اسناد سخت و معتبر باید گریست
گر دمی در خود شکفتی بعد از آن پژمردگی است
بشنو از من قصه این مختصر:باید گریست
ما همه چون کاروانیم ای خدابخش در جهان
کاروانی مانده در راه سفر. باید گریست
- ۱.۷k
- ۱۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط