{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از رنج‌های من برایِ فراموش کردنت چیزی نمی‌دانی ؛

تو از رنج‌های من برایِ فراموش کردنت چیزی نمی‌دانی ؛
هیچ کس نمی‌‌داند
هیچ کس جز خودم و همان خدائی که دیگر دوستم ندارد و دیگر دوستش ندارم ...!
مثلِ یک پلنگِ وحشی با خودم دست و پنجه نرم می‌کنم ٬
خودم با خودم حرف می‌‌زنم و میگذارم یک دیوانه که خودش را به زور در سرم جا داده نصیحتم کند !

شب‌ها ،
این شب‌هایِ تاریکِ طولانیِ بی‌ پدر ...
حرف‌های تو ،
آخرین حرف‌های تو ،
شکلِ یک سگِ هار می‌‌شوند ...
سگی‌ که وحشی تر از قبل وجودِ نازکِ مرا می‌‌درد و می‌‌درد و می‌‌درد
و من باز هر شب بیشتر دوستت دارم ...

و صبح که خسته و خون آلود و دلتنگ و کلافه بیدار می‌‌شوم
هنوز آرزو می‌کنم فراموشت کنم...
چنگ می‌‌زنم به ته مانده ی اراده‌ای که دارم ؛
به آخرین قطره‌های غرورم التماس می‌کنم ...
التماس ... التماس ... التماس ...

کسی‌ ، چیزی ، نیروئی ، باید مرا از مراجعه ٬
از تکرارِ یک اشتباه باز دارد...
کسی‌ باید منعم کند از این عشق
از این حس ِ مسموم
از این حقارتِ پی‌ در پی‌ که تو دچارم میکنی‌ ...
کسی‌ باید مرا از این وابستگی
از این دلبستگیِ بیهوده یِ شرم آور نجات دهد

آه بیزارم از خودم
بیزااار
بیزاااار ...

«نیکی‌ فیروزکوهی»
دیدگاه ها (۳)

آرﯼ ...بیش ﺍﺯ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺳﺖ !!!ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﻧ...

خیانتشاید تار موی بلند سیاهیستروی تخت مردیکه موهای زنش بِلُو...

چه میگذرد بر من دور از دستانتو ببین اسمت حتی،با من چه میکند ...

رفتنش آخرین عذابم بودشاکی ام از خودم،از او ،از دردشاکی ام از...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

هر روز با درد و سوزش زبانم دست‌وپنجه نرم می‌کنم و واقعاً دیگ...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

عاشقانه های شبنم

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

انقدر خوشحالم که نگوو دلیلش هم به خودم مربوطه_دارم می بینم ...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط