{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my heart doctor

my heart doctor
my heart doctor
part: ³
اونی : چی شده؟؟ بعد قرن ها دوباره میبینیش بعد ضایع بازی در میاری؟؟
ا.ت : اوف نمد( با بغض ) دلم برا همون لبخندش تنگ شده بود
جیهوپ ویو
خیلی چشاش برام اشناس ▲_▲ ولی یادم نمیاد صبر کن یه لحظه اسم دکترم چی بود؟؟ عاها اره ا.ت! ا.ت؟؟ صب کن همون مگه ارمی نبود پس چرا طوری رفتار میکنه انگار فراموش شدیم؟؟ ☉_☉ صب کن گوشیم
جیهوپ : کوک زود گردنبند توی اتاق توی کمد رو نگاه کن ببین اسم چی روش نوشته شده ؟؟
کوک : ها؟؟ هیونگ خوبی! اسمش یادت نیس نوشته بود جیهوپ و ا.ت
هوسوک : عاها باش
ا.ت ویو
فقط دربارشون حرف میزدم که گریم گرفت میسویا همون اونی خودم گفت برم بخوابم رفتم ذوق زده شدم جادوگر خونه نبود ✰_✰ رفتم استراحت کنم
؟؟ : باید از کارت دست بکشی
ا.ت : چی؟؟
هوسوک : به تو چه؟؟
ا.ت : هوسوک اروم باش
که ا.ت حس کرد اب سردی روش ریخت بله زنیکه ی دیوووونه ا.ت از درون هزاران هزار فحش میداد ولی ریکشنی نداشت و این باعث حرص خوردن نامادریش شد او با بدون توجه به حرفای زنیکه اماده شد و به بیمارستان رفت
از اتاق هوسوک صدای خنده ی دخترا میومد داخل رفت دید 4 تا پرستار دورش حلقه بستن و میخندن ولی هوسوک اصلا راضی نبود. ا.ت با داد به اونا فهمود برن بیرون همه رفتن ا.ت هم دنبال اونا میرفت که......
هوسوک ویو :
میخواستم یکم با گوشیم بازی کنم که یکی از پرستارا وارد اتاقم شد گفتم چیزی لازم نیست ولی انگار نه انگار احساس کردم ساسانگ هست و با عصبانیت گفتم بره که رفت ولی بد تر همشون ریخت و از من فقط میگفتن میخندیدن خدا کاش ا.ت باید که اومد داخل و به همشون گفت بره و خودش هم میرفت که
لایک و کامنت ۱۷ تا یادت نرهههه
دیدگاه ها (۰)

دیروز ما دوباره که جمع شده بودیم درمورد همچی گفتیم رمز های ز...

فیک هایی که قراره بزارم باید مال من باشی پارت اخر : ا.ت میمی...

اهنگو کاور کردم به نظرتون خوبه؟؟

ما بعد درمورد اجنه حرف زدیم

خون آشام پنهان ۴

کیفیت خیلی بد ؟ درخواستی تایجو ویو تایجو امروز هم میخواستم ب...

‹My•Darling›.۱۲مایکی با چهره ناخوانا : کن_چین میدونه؟ا/ت : ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط