{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی از چشمم و دل؛ محوِ تماشاست هنوز

رفتی از چشمم و دل؛ محوِ تماشاست هنوز
عکس روی تو در این آیینه پیداست هنوز

هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده‌ی ماست که تنهاست هنوز

در دلم عشقِ تو چون شمع به خلوتگه راز
در سرم شورِ تو چون باده به میناست هنوز

گر چه امروزِ من آیینه‌ی فردای منست
دلِ دیوانه در اندیشه‌ی فرداست هنوز

عشق آمد به دل و شور قیامت برخاست
زندگی طی شد و این معرکه برپاست هنوز

لب فرو بسته‌ام از شرم و زبانِ نگهم
پیشِ چشمانِ سخنگوی تو گویاست هنوز
دیدگاه ها (۰)

تو را که میبینم انگارانگشتم در مشت نوزادی گِره می خوردو نگاه...

هنوز هم دوست داشتنتقشنگ ترین بهانه یتمام عاشقانه های من است ...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌فرقی نمی‌کند چه برایم نوشته دوست گیرم ک...

آمــدي آرامـشِ جـانم شديقبلہ گاهِ عشق و ایمانم شديآمـدي تنهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط