{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستان بیش از هر چیزی ...

زمستان بیش از هر چیزی ...

یک بودن می خواهد ...

بودنی بی رفت ...

با چاشنیِ آغوشی مطمئن ...

زمستان ...

آغوشی می خواهد پر از بوی خدا ...

مطمئن و ماندگار ...

دستانی می خواهد ...

که بشود بدون هیچ دلشوره ای ...

دستانش را گرفت ...

زمستان ...

یک _ دل _ می خواهد ...

دلی از جنس گل های بهاری ...

که تا وقتی چشم ...

به _ اوی _ زندگی ات ...

می دوزدی یادت برود ...

از چند کوچه پس کوجه ی یخ زده ...

رد شده ای ...

تا به باغِ آرزوهایت رسیده ای ...

زمستان ...

یک _ نگاه _ می خواهد ...

که بشود از پشتِ آن نگاه ...

بخواند ، بفهمد ...

که دوستش داری ...

که دوستت دارد ...

بگذار خلاصه بگویمت ...

زمستان یک ...

( تو ) می خواهد ...
دیدگاه ها (۲۴)

ﺍﻣــــﺮﻭﺯ ... ﻧـﻬـ ﭼـﺎﯾــ ﻡ ﺩﺍﺭﭼﯿـﻦ ﺩﺍﺷـﺘـــ ...ﻧـﻬـ ﻗﻬـــﻮﻫ...

ﺩﺭ ﻣﯿــﺎﻥ ﺭﻭﺯﻫــﺎ ...ﺍﺯ "ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ" ﺑـــﺪﻡ ﻣـﯽ‌ﺁﯾﺪ ...ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ...

شایـد تمـام ایـن دنیـــــا ...مکثـــــ قصــــه گـو باشـد ......

بـــرفــــــ ، بــــارانـــــــ ...شـــال گــــردن هـــــم ....

تکاپو پارت ۶۷:ریتم هماهنگ قلب ها🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍همان نگاهِ نافذ در...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط