{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وحشی

وحشی
پارت7
+18
بعد از 30 مین بالاخره لباسارو جمع کردم و رفتم رو تخت دراز کشیدم
+ تهیونگ توم برو لباساتو جمع کن
~باشه الان جمع میکنم
ویو تهیونگ:
گوشی رو گذاشتم کنار و رفتم وسایلم رو گذاشتم داخل چمدون و به ات گفتم
~ناهار بریم بیرون؟
+اره بریم
~پس پاشو اماده شو
+باشه
ویو ات: بلند شدم یه لباس خیلی خیلی خوشگل تنم کردم (عکسش هست) و یه ارایش لایت کردم و رفتم پیش تهیونگ
+ من امادم
~ات خودتی دختر چقدر خوشگل شدی
+ مرسی عشقم
~بالاخره بدون اینکه من بهت بگم بهم گفتی عشقم افرین
+(خنده)
پرش به تو راه رستوران
~ببین ات فردا که با عموم اینا بریم گوانگجو باید تحملت زیاد باشه اخه دخترعموم همش به من میچسبه و خب باید تحملش کنیم ولی این باعث نمیشه عشقم بهت کم بشه باشه قشنگم
+باشه تهیونگ فقط به خاطر تو
~مرسی عزیزم
+اع رسیدیم
~اره عشقم
ویو ات: وارد رستوران شدیم چقدر قشنگ بود و چقدر هم بزرگ بود رفتیم سر یه میز دو نفره نشستیم و.......
دیدگاه ها (۲)

فالو = فالو 😁بلاک =بلاک😁

ددیم😁😁

اخه چقدر این بشر نازه🥹

عکسای جوجومون جیمین

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

پارت ۱۵ 🔥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط