{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معامله نهایی

معامله نهایی





پارت ۵۲




بعد از شام هوانگ و مینسو به اتاق گیم ته راهرو رفتن تا پلی استیشن بازی کنن . حقیقتا دلم میخواست باهاشون بازی کنم و شکستشون بدم ( رین استاد بازی های ویدیوییه . چه تو گوشی چه تو پی سی چه تو پی اس ) اما برای جمع کردن اطلاعات از دوست دختر احتمالی مینسو اون دوتا باید تنها میموندن . منم به بهونه ی سردردم‌ ( که کاملا هم دروغ نبود ) برگشتم تو اتاق . خانواده ی هوانگ بدون حضور اون خسته کننده میشن ( چیشد عاشق شدیا خاک بر سر )
اصلا درک نمیکنم چرا انقدر به دوست دختر مینسو اهمیت میدم ( عاشق مینسو شدی ؟) چرا انقدر دلم میخواد بین دخترای خاندان هوانگ جا بیوفتم ؟( نکنه عاشق دوست دختر مینسو شدی؟) من که به هر حال کیفمو صاحب میشم . بیشتر زیر پتوی گرمم فرو رفتم . خلاص شدن از دست اون دامن رو مخ کوتاه خیلی حال داد . درک نمیکنم مردم چجوری دامن خیلی کوتاه ( مینی اسکرت ) میپوشن . ( تستسترون ) پیژامه ای که امیدوارم هوانگ هیچوقت نبینتش خیلی بهتر و راحت تره . تیشرت هاییم که روشون چاپ لیمو با چندتا جمله ارامش بخش انگلیسین خیلی با این پیژامه ها مچ میشن . این نظریه محبوب کیکو عه که کاملا قبولش دارم . راستی ، کیکو ! کاملا فراموش کرده بودم بهش پیام بدم . گوشیمو بیرون اوردم « خانومی ؟»
شرط میبندم گوشی رو گذاشته بود رو مانکنش که موقع کار بلافاصله جواب پیام هامو بده « رینننن ! چطور پیش رفت ؟»
« از مواقعی که ازم این سوالو میپرسن بدم میاد »
« مگه تاحالا چند نفر ازت پرسیذن ؟ »
« افراد زیادی . مهم نیست . عادی پیش رفت . بجز پیشرفت های کوچیکی که داشتیم . دست همو گرفتیم ، گونش رو بوسیذم و یه پتو شریک شدیم »
این بار جواب دادنش چند ثانیه بیشتر از حالت میانگین طول کشید « به این میگی پیشرفت کوچیک ؟»
یهو زنگ زد .
قطع کردم و پیام دادم « ببخشید ، درحال حاضر من باید یه دختر غرق در سردرد باشم . اتاق هاشون عاشق صدا داره اما بازم عجیب میشه اگه کسی بشنوه »
« عایق صدا ؟ رین . اگه اونجا پسر مجردی وجود داشته باشه و تو به من نگی میری جهنم »
« فقط یه نفر هست که احتمالا پونزده سال ازت بزرگتره »
« عشق رو دست کم نگیر ، سن چیزی نیست »
« تو حتی اسمشم نمیدونی و ادعای عاشقی داری !»
« اسمشو نمیدونم ولی اینکه به طرز ناراحت کننده ای پولداره رو چرا »
« امیدوارم مسیح نجاتت بده . »




برای پارت بعد +۳۵ لایک باشه لطفا
ببخشید شرط میزارم اما از بین ۲۲۵ فالوور احتمالا سی تاشون بتونن لایک کنن دیگه

#هیونجین #فیکشن
دیدگاه ها (۳۶)

پارت ۵۳معامله نهایی« انقدر بازیگر خوبی هستی که وقتی گفتی سرد...

ویدیو ریلمه خوشگلم به نظرتون ؟راستی تو پارت بعد چی‌کار کنم ؟...

معامله نهاییپارت ۵۱رین ویو دوست پسر داشتن عجیب نیست . عادی ت...

ایده هایی دارم که توی اجرا کردنشون استعداد های نقاشیم اصلا ه...

معامله نهاییپارت ۵۰همه سر میز نشسته بودیم و از غذای کره ای ل...

★وقتی تصادف میکنی‌و... p²جیمین سرشو گرفته بود و داشت خودشو س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط