{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه ی من ،

قصه ی من ،

پیش پا افتاده ترین

اتفاق زمین بود .

هیچ کس ،

سنگینی یک
قاصدک شاعر را

بعد باران
باور نکرد .

#fereshteh
دیدگاه ها (۵)

دوست پسرم گف یا سوسکارو بخور یا کات کنیمفکر کرده میتونه ولنت...

توکه احساس مرا این همه باور داریمی شود دست ازاین فاصله ها بر...

قصد یادت را ندارم ها ولی این قلب منگاه گاهی یاد گرمی صدایت م...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

من خستم,از اینکه هر روز جلویِ آینه یِ اتاقم نقشِقویترین دختر...

« میگـم......پاییزجـآن.....🍁🍂این‌ دفع ڪہ دارے مـی‌آیـی، ڪمـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط