{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاری نمی شود کرد شاید بهتر بود سایه ی دستهایت را قرض می گ

کاری نمی شود کرد شاید بهتر بود سایه ی دستهایت را قرض می گرفتم تا شبها از تاریکی ترسم نگیرد امّا کاری نمی شود کرد سرم درد دارد سینه ام درد دارد سایه ام درد دارد تو را ترک کرده ام ترک کردن همیشه درد دارد بگذار دلم را دور بیندازم بوی عشق تو را می دهد !
دیدگاه ها (۱)

من مثلِ همیشه.. برای تو می نویسم.. تو.. به نیت هرکه دوست دار...

می شود صدایت را همیشه در خواب من جا بگذاری ؟؟ می شود ؟؟

بیا، برگرد، با هم گاه... ، با هم راه... ، با هم... ، آه ! مر...

دراز کشیده ام از بالش زیر سرم صدای برکه ای برکه... نه صدای د...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط