#Part171
#Part171
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸
"سام"
تقریباً یک ساعت و بیست دقیقه گذشته بود که شیرین رو از دور با چندتا از دوستاش دیدم
وقتی نزدیکم شد دستش رو برام تکون داد و اومد سمتم یارا رو از بین اون دوتا دوست دیگش شناختم
وقتی اومدند سمت من مجبوری پیاده شدم
شیرین اومد جلو
+سلام سامی ببخشید زیاد منتظر موندی
چشمکی بهش زدم
_ سلام شیرینم امتحان خوب بود؟
سرش رو تکون داد
+ اوهوم ، یارا بهم تقلب رسوند
لبخندی زدم و سرم رو به نشونه ی تاسف تکون دادم که مشتی به بازوم زد
+راستی اینم یارای من، تو که صد در صد میشناسیش میدونی صمیمی ترین دوستمه
سرم رو به نشونه ی تایید حرف تشر آمیزش تکون دادم و رو کردم به سمت یارا
_ خوش وقتم خانم الهی به قول شیرین خیلی وقته میشناسمتون و از اینکه همیشه دوست خوبی برای شیرین بودید ممنونم
یارا خیلی مودبانه سرش رو انداخت پایین و خیلی ملیح و آروم گفت
_ شیرین بهترین دوسمته جناب،
بعد سرش رو آورد بالا و یکم نگام کرد و آخرش حرفش رو زد
_ و البته امیدوارم کاری کنید شیرین دیگه تشر نزنه
نگاهی به هم دیگه انداختیم و یهو هر سه تامون زدیم زیر خنده،
#آدمای_شرطی
🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸 🍃 🌸
"سام"
تقریباً یک ساعت و بیست دقیقه گذشته بود که شیرین رو از دور با چندتا از دوستاش دیدم
وقتی نزدیکم شد دستش رو برام تکون داد و اومد سمتم یارا رو از بین اون دوتا دوست دیگش شناختم
وقتی اومدند سمت من مجبوری پیاده شدم
شیرین اومد جلو
+سلام سامی ببخشید زیاد منتظر موندی
چشمکی بهش زدم
_ سلام شیرینم امتحان خوب بود؟
سرش رو تکون داد
+ اوهوم ، یارا بهم تقلب رسوند
لبخندی زدم و سرم رو به نشونه ی تاسف تکون دادم که مشتی به بازوم زد
+راستی اینم یارای من، تو که صد در صد میشناسیش میدونی صمیمی ترین دوستمه
سرم رو به نشونه ی تایید حرف تشر آمیزش تکون دادم و رو کردم به سمت یارا
_ خوش وقتم خانم الهی به قول شیرین خیلی وقته میشناسمتون و از اینکه همیشه دوست خوبی برای شیرین بودید ممنونم
یارا خیلی مودبانه سرش رو انداخت پایین و خیلی ملیح و آروم گفت
_ شیرین بهترین دوسمته جناب،
بعد سرش رو آورد بالا و یکم نگام کرد و آخرش حرفش رو زد
_ و البته امیدوارم کاری کنید شیرین دیگه تشر نزنه
نگاهی به هم دیگه انداختیم و یهو هر سه تامون زدیم زیر خنده،
- ۳.۹k
- ۰۱ فروردین ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط