اشتباه خاص!

اشتباه خاص!
پارت ²¹
سال ²⁰¹³-
پرستاری ک با نق و ناله از اتاق ⁶⁶⁶ میزد بیرون نالید:
-اه لعنت ب این پسر!..آدم کمرش میشکنه وقتی میره توی این اتاق! این اتاق نفرین ش-
*راوی زحمت کش *گشا-
با صدای عربده ای شدید کل اون طبقه رو لرزوند و با کوبوندن دستاش ب تخت فلزی سرد باعث صدای دلخراشی میشد و پرستارا سریع دوباره ب اون اتاق با حجمی زیاد آمپول و سرنگ بیهوشی وارد اون اتاق میشدن و چه صحنه ای..
تهیونگ! با دستایی پر شده از خون ک رد اون خون از دیوار کشیده شد بود تا تخت فلزی و چاقویی ب سمت اونا می‌گرفت! و داد میزد: بگید بیادش..من میخوامش.. بدون اون نمیتونم..نمیتونم بدون اون بخواب-
پرستار:ولی تو داشتی اونو میکشتی!
_میکشتم؟...چرا زر میزنی؟...من..من بدون اون نمیتونم نفس بکشم..بیارش!..
پرستار:باشه..باشه..فقط اروم بشین!
تهیونگ با نگاهی ترسیده و خشمگین و منتظر بدون حرکتی به انبوهی از پرستارا خیره میشه،اما نمیدونه که کسی ک میخوادش..توی تیمارستان نیست!
....
برگشت و با دیدن جسم خوشگلی*بله ما هم میدونیم*ک روی زمین افتاده نیشخندی زد اما سریع پنهونش کرد!
_با صدای خشنی غرید:سریع خودتو جمع کن! حوصله جواب پس دادن ب خونوادمو ندارم!
+پسر با چشمای پر اشک ک ب زمین خیره شده بود سر تکون داد با چشمایی لرزون ب سمت روشویی نزدیک رفت و مشغول شستن صورتش و اشکاش تک ب تک ریخته می‌شد
...
ادامه پارت..پست بعدی
دیدگاه ها (۰)

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت سهدازای و چویا با حرص به هم نگا...

رمان عشق ممنوع

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

بچه ها! این ادامه پارت ۱۲ هست اگه ندیدید برین اول اونو بخونی...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

کپشننننننن💘💘💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و هفت +ایش میخواستم پاشم ک...

چندپارتی

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

پارت ۷رئیس شورا، در حالی که خون از گوشه‌ی لبش جاری بود، با ن...

فیک:بابای سخت گیر من " part 13[ماشین جلوی عمارت توقف کرد. سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط