{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقیم خارج از کشور بودتعریف می کرد که یک روز سوار تا

﷽ ‫مقیم خارج از کشور بود،تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی شدم و کرایه را پرداختم.
راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر داد!
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟
آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی
گذشت و به مقصد رسیدیم .
موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت: آقا از شما ممنونم .
پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی تردید داشتم ، وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .
با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم!
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد .
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم.
امام صادق (ع) میفرمایند.مردم را بدون حرف دعوت به اسلام کنید.
یا به عبارتی:
"مردم را با عمل خود به اسلام دعوت کنیم‬"
دیدگاه ها (۱)

صدای من را از فضای مجازی میشنوید جایی که نامحرم ها محرم میشو...

.استاد رائفی پور (حرف حق)ﯾﮏ ﻣﺪﺗﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﻣﻠﯽ ﮔﺮﺍ ﺷﺪﻧ...

توی یگان ما چند نفری کارشناس آب و مسایل کشاورزی بودن .یه روز...

بسم رب الشهدا »به روایت مادر شهید حاج حسین خرازی:به من گفته ...

عشق در مشروب🍷

پارت ۴۳

P. 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط