{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من معشوقه مردی بودم

من معشوقه مردی بودم
که با دست های خیالش
موهایم را میبافت
و مثل جواهری گرانبهــــــا
مرا زیر پوستش پنهان میکرد.
من در خیالش می نشستم
و بوسه هایش را آن قدر ورق میزدم
که به فصــــل آغوشش برسم ...
#عاشقانهای صدف #عاشقانهای_صدف #عاشقانه #دلنوشته
دیدگاه ها (۱۰)

تا در دل من عشق تو اندوخته شدجز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد…...

و من برای زندگی تو را بهانه میکنم…#عاشقانهای_صدف عاشقانهای ص...

من تو را لمس نمی‌ڪنممن تو را زیارت می‌ڪنم....تو بوے بهشت... ...

چه کیفی داردکسی باشد که وقتی نام کوچکت رااز ته دل صدا می زند...

«مردی بین ما »پارت ۱۵: «اعترافی در سکوت» تهیونگ هنوز مرا در ...

ص ۴۴به خواهرم حق میدادم  روزهایی را به خاطر اوردم‌که در مقاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط