{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 39

Part 39

مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بود

تهیونگ: سلام يونا مشتاق دیدار

یونا: سلام تهیونگ سراغی از این خواهر بزرگتون نمیگیرید

تهیونگ: یونا سرم خیلی شلوغ بوده شرمنده جبران میکنم

يونا: خبریه تهیونگ شنگول میزنی، در حالت عادی باید الان خرخره همه رو بجویی

تهیونگ: سوپرایزی برات دارم که میفهمی
خب یونا اون محصول ها سالم هستند؟

يونا: بله طبق دستور شما همه رو در جایی دیگر نگهداری میکنم . و همه اونهایی که از بین رفتند یکسری محصول فیک بودند

تهیونگ: خب خوبه میخوام هیچکس جز خودمون نفهمه در مورد این قضیه
کسی که اینکار کرده به زودی خودش میاد جلو
خیلی دوست دارم قیافه شکست خوردش رو ببینم

يونا : هیچکس به زیرکی شما نیست ، افتخار میکنم به شما خدمت میکنم

تهیونگ: شما افراد باوفا و کار درست باعث افتخار من هستید
خب راستی بعد از ظهر میرم ساحل میخوام با شخصی آشنات کنم تو هم بیا
شب اونجا میمونیم وسایل مورد نیاز با خودت بیار

یونا: چشم ممنون و فعلا با اجازه مرخص میشم

تهیونگ : می بینمت
یونا مثل خواهر واقعی من میمونه ، امیدوارم بالاخره جفت خودش پیدا کنه

بذار یه تماس بگیرم جین هیونگ

جين: سلام لطفا مزاحم نشید مخصوصا تهیونگ سگ توله

تهیونگ: چیشده جین هیونگ باز با سارا بحث کردین؟

جين: قبلا بچه ها یه احترامی هم میذاشتند حیف این دستام که نمک و نمکدونش گم شده

خب حالا دردت چیه ؟

تهیونگ:آماده شو وسایل سارا هم بردار بعد از ظهر میریم ساحل

جین: الهی قربون پسر آقام بشم نمونه ای
همیشه زنگ بزن از این خبرای خوب بده من برم آماده بشم خدا حافظ

تهیونگ: سرعت تغییر مود این بشر خداست

به شوگا و جیهوپ هم زنگ زدم

پرونده هام بررسی کردم و بعد هماهنگ کردن کارها برگشتم برم خونه

ا.ت

با احساس دستای کسی رو باسنم از خواب بیدار شدم

ولی این دستا کوچیک تر از دستای شوهرم بود

با تعجب برگشتم ببینم کیه جرعت کرده منو انگولک کنه

ا.ت: شین هه دقیقا چه گوهی داری میخوری جوجه زشت

شین هه : و او ا.ت این باسنو باید طلا گرفت ، عجب چیزیه کوفتت بشه تهیونگ

بلند شدم با خنده هولش دادم
خوبه تو پسر نشدی شین هه وگرنه یه دور همه رو میکردی

شین هه: چند راند انجامش دادید؟

ا.ت: فضولی؟ نه واقعا فکر کردی بهت میگم

شین هه: ما رفیقیم خجالت نداره ما که تمام که خوری های زندگی همو میدونیم

ا.ت: خفه شو دختره ی بی حیا
شین هه: حیف شد میخواستم از تجربیات گرانبهای
رابطم بگم

ا.ت: خب باشه فهمیدم خوب میدی

شین هه: حالا میتونی راه بری چون یک ساعت بیشتر وقت نداری آماده بشی

ا.ت: حالا چی بپوشم

شین هه: برای همین اومدم دیگه ، برو خدا رو شکر کن همچین رفیقی داری

ا‌.ت: خداروشکر اما ناموسا مثل اون شلوار سفید انتخاب نکن به زور بره پام

شین هه: اون دیگه مشکل کون گندت داداش

با کمک شین هه بلند شدم لباس هام عوض کردم

وسایل خودم و تهیونگ جمع کردم

ساک دستی آماده کردم خب فقط یه شب اونجا هستیم دو دست لباس و یکدست لباس شنا کافیه وسایل مراقبتی هم گذاشتم

بریم شین هه پایین پیش بقیه

شین هه وسایلم گرفت رفتیم با هم پایین

شین هه: مینهی جون دخترت آماده شد این شوهرش نیومد سه ساعت هممون کاشته
تهیونگ : میبینم خوب پشت سر من حرف میزنی شین هه شی

شین هه: ||| سلام تهیونگ من کی پشت شما حرف زدم دقیقا دارم جلو
روتون حرف میزنم بدویید جمع کنیم بریم

تهیونگ از این پرویی شین هه مونده بود
ا.ت: سگ توله به جفتم بیشتر احترام بذار

تهیونگ اومد سمتم دستش انداخت به کمرم و پیشونیم بوسید

که صدای اوو همه بلند شد

تهیونگ : شما کار و زندگی ندارید بلند شید دیگه انگاری دارید دراما می بینید

تهیونگ:بریم توت فرنگی من؟

ا.ت: بریم ته دل تو دلم نیست برم کنار ساحل

همه وسایلشون رو برداشتند و پیش به سوی دریا

به جای ماشین با ونهای مسافرتی میخواستیم سوار بشیم که یک دختره تهیونگ صدا زد گفت : صبر کنید منم بیام

تهیونگ: بدون تو نمیرفتیم یونا

با تعجب نگاه کردم این دختره کیه با تهیونگ انقدر راحت اصلا خوشم نیومد

با یه اخم بهش نگاه کردم

تهیونگ که متوجه بغض و اخم من شده بود منو کشوند کنارش
رو به یونا گفت: خواهری ایشون همون سوپرایزی که بهت گفتم جفت عزیزم ا.ت

یونا با تعجب نگاه میکرد اومد جلو و منو بغل کرد

و گفت وای تو چقدر کیوتی الهه ماه عجب جیگری برای این هرکول انتخاب کرده، این قبول نیست تو باید جفت من میشدی

تهیونگ منو از زیر فشار دست این دختر نجات داد و گفت: خب حالا زیادی پرو نشو یونا

يونا: اسم من كيم يونا يه جورایی تهیونگ رو بزرگ کردم خوشحالم جفتش تو کیوتی هستی

ا.ت: ممنونم یونا شی تو خیلی مهربونی

یونا: عرر تهیونگ پدر سگ خوش به حالت

___
شرط پارت بعد، ۲۰۰ تا فالوور
اگه بک یا چیزی دارید میتوند ازش استفاده کنید و فالوم کنید یا به دوستاتون بگید💘
دیدگاه ها (۹)

KIM V

استی های عزیزپیج ایشونو از دست ندیدحمایتش کنیدد@stay_yuna

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

True Love⑥فردا ا/تبیمارستان بودم ساعت استراحتم بود گوشیم رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط