{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کن

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کن
زلف بگشای و به یک حلقه به زنجیرش کن

بی تو غم آمد و از تاب و توانم انداخت
آهوی غمزده را ناز کن و شیرش کن

خواب دیدم که در آغوشِ منی، غنچه شکفت
بوی یاس از همه جا سر زده، تعبیرش کن

خواب دیدم که غمِ عشق جوانی‌ست رشید
پرده بردار از این آینه و پیرش کن

در دلم شعله‌زنان جامِ غزل می‌جوشد
آفتابی‌ست در این میکده، تکثیرش کن

گفتم از عشق بگویم، دهنم باز نشد
ما نگفتیم، نگفتیم، تو تصویرش کن
دیدگاه ها (۳۰)

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کنزلف بگشای و به یک حلقه به...

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کنزلف بگشای و به یک حلقه به...

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کنزلف بگشا و به یک حلقه به ...

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کنزلف بگشا و به یک حلقه به ...

دل به دام تو اسیر است, زمینگیرش کنزلف بگشا و به یک حلقه به ز...

دل به دامِ تو اسیر است، زمینگیرش کنزلف بگشا و به یک حلقه به ...

پشت شیشه برف می باردپشت شیشه برف می بارددر سکوت سینه ام دستی...

دلم گرفته، هوای بهار می‌خواهمبرای بغض مدادم، انار می‌خواهمدل...

رسول چهارمحالی شاعر ازنایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط