{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2
✯part:³⁶
از اونجایی که هیونا هم مثل جیهوپ نوشیدنی نمی‌خورد کنار همدیگه لیموناد می‌خوردن و حرف می‌زندن هیونا نگاهی به میز کرد غذا بوگولگی سس سامجانگ بود و همراه کلی نوشیدنی به اعضا نگاه کرد همه خوشحال بودن و می‌خندیدن این باعث دلگرمیش می‌شد
جیهوپ: جونگکوک چقدر دوستت داره؟
هیونا: مگه مهمه؟
جیهوپ با تعجب و کنجکاوی نگاهش کرد و هیونا هم حالت سوالی
جیهوپ: مهم نیست؟
هیونا: نه چون من خوب می‌دونم جونگکوک چقدر عاشقانه و چقدر زیاد آرمی ها رو دوست داره و منم قبل از اینکه دوست دخترش باشم آرمی هستم همین برام کافیه
جیهوپ لبخند زد هیونا ایوان لیمونادش رو آورد بالا و با جیهوپ زدن به هم جونگکوک به هیونا نگاه میکرد هیونا به جونگکوک نگاه کرد
هیونا: یکم برنج میدی؟
جونگکوک ظرف غذا هیونا رو برداشت و یکم برنچ ریخت
جونگکوک: بفرمایید
هیونا: ممنون
جونگکوک گوشت هایی که تازه گریل شده بودن رو توی ظرف هیونا گذاشت آروم نزدیکش شد و مو های هیونا رو بوسید و زمزمه کرد
جونگکوک: من تو رو دو برابر آرمی دوست دارم پرنسسم
جونگکوک نشست سر جاش و خیلی عادی به بحث پسرا پیوست هیونا با تعجب و لبخند نگاهش میکرد جونگکوک به هیونا نگاه کرد و چشمکی زد .
دیگه آخر شب شده بود و فقط اعضا داشتن حرف میزدن
تهیونگ یه آویز بامزه دختر داشت به کیفش جیمین چشمش خورد بهش
جیمین: اون احتمالا دخترونه نیست؟
تهیونگ: نه خیلی هم بامزه هست
نامجون: شبیه هیوناس
هیونا و جونگکوک همزمان به آویز نگاه کردن هیونا آروم خندید
جونگکوک: آره خیلی شبیه
تهیونگ: نمیتونم اسمشو بزارم هیونا که باید به اسم خوب و بامزه بزارم براش
جونگکوک: صداش بزن پرنسس
جیهوپ: نه عروسک لقب قشنگتریه
جونگکوک: نه پرنسس بهتره نشون میده چقدر دوستش داری و مال خودته
جیهوپ: نه عروسک بامزه تره مثل خودش عروسک ها لیاقت بچه های خوب رو دارن
جونگکوک: پرنسس
جیهوپ: عروسک
هیونا همین طور چشمش بین جونگکوک و جیهوپ می‌چرخید
تهیونگ: فکر نمیکنم بحثشون سر آویز من باشه (اروم)
هیونا بین دوتاشون قرار گرفت و به جیمین نگاه کرد
هیونا: جیمینااا بیا بریم تو حیاط هوا بخوریم
هیونا بلند شد و دست جیمین رو گرفت و بلندش کرد جونگکوک و جیهوپ بحثشون رو ول کردن و به هیونا نگاه کردن
جیهوپ: جیمین؟
جونگکوک: جیمین؟
کاملا هم زمان بودن که باعث شد جیمین خنده اش بگیره
جیمین و هیونا توی حیاط قدم میزدن و سوکت بینشون بود که جیمین تصمیم گرفت سکوت رو بشکنه
جیمین: می‌دونی که دعوا سر تو بود
هیونا: آره متاسفانه
جیمین: خب جواب؟
هیونا: پرسیدن داره؟ من همین الانشم خیلی وقته جونگکوک رو انتخاب کردم ولی من خیلی جیهوپ رو دوست دارم
جیمین: مثلا؟
هیونا: خب من همه شما رو خیلی خیلی دوست دارم نمی‌خوام سخنرانی الکی بکنم فقط همتون برام مهم هستید نمی‌خوام ناراحت باشید
جیمین: ولی توی این مورد میتونی خود خواه تر باشی
هیونا: نمی‌دونم
جیمین یکم فکر کرد و به هیونا نگاه کرد
جیمین: الان وقت خوبیه میرم جیهوپ رو صدا کنم باهاش حرف بزن
جیمین اصلا فرصت حرف زدن به هیونا نداد و بدون بدو رفت داخل
جیمین: چیهوپ هیونا تنهاست برو پیشش
جونگکوک: نه من میرم
جیمین
جیمین: بشین ببینم جیهوپ می‌ره
جیمین دست جونگکوک رو گرفت و نشوند و در عوض براش یکم نوشیدنی ریخت جیهوپ هم از خدا خواسته بلند شد و رفت پیش هیونا
⁦୧⁠(⁠^⁠ ⁠〰⁠ ⁠^⁠)⁠୨⁩
خوشگلا شبتون بخیررررر ✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #جیهوپ #هیونا #داستان #بهترین #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #بهترین_فالوورای_دنیا #BTS
دیدگاه ها (۲۱)

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:³⁷جیهوپ هم از خدا خواسته بلند شد و...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:³⁸هیونا: علیک سلام صبحت بخیر جونگک...

بفرمایید اینم وایب فیک «ایدل دوست داشتنی من» .🥳خودم درستش کر...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:³⁵هیونا حاضر شده بود مو هاش مثل هم...

یادتونه اینجا وقتی جونگکوک با ته حرف می‌زد بهش چیگف که استف ...

تو مال منی...p4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط