دیرگاهیست که تنها شده ام
دیرگاهیست که تنها شده ام
قصه غربت افکارو خیالت شده ام
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است
که اسیرتندوه و شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید
تا نبینم که چه تنها شده ام
امیر......
قصه غربت افکارو خیالت شده ام
وسعت درد فقط سهم من است
باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است
که اسیرتندوه و شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید
تا نبینم که چه تنها شده ام
امیر......
- ۲.۳k
- ۱۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط