{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو نگاه کردم

به تو نگاه کردم
به جزئیات زیبایی ات
رگ های مرموز گردنت
نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود
قطره های عرق که از میان موهایت می لغزیدند
و در پیراهنت گم می شدند

آرزو کردم، کاش پیراهن زاده شده بودم
اما نه
من "مسحور زیبایی" زاده شدم...
دیدگاه ها (۲۶)

اگر بیـــاییاین خـــون ِ دل ،خــوردنـــها راتـــلافی نمیـــک...

امیرتاجیک وداداشم خونمون

هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه تـــو برا مـن چی‌ کار کــردی؟” ...

دلم گرفته هوای مدینه را دارمبرای مادر مظلومه گریه ها دارمدوب...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت14ویو کوکبارون ...

Covenant of Blood and Silk

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۰: جدا شدن در مهدودِ غلیظ، مثلِ یه موجود...

پیوند خون و اختیارپارت ۶ | حقیقتی که نباید گفته می‌شدصدای با...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

dark life = 17

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط