به تو نگاه کردم
به تو نگاه کردم
به جزئیات زیبایی ات
رگ های مرموز گردنت
نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود
قطره های عرق که از میان موهایت می لغزیدند
و در پیراهنت گم می شدند
آرزو کردم، کاش پیراهن زاده شده بودم
اما نه
من "مسحور زیبایی" زاده شدم...
به جزئیات زیبایی ات
رگ های مرموز گردنت
نفسهایت که میخانه را مه آلود کرده بود
قطره های عرق که از میان موهایت می لغزیدند
و در پیراهنت گم می شدند
آرزو کردم، کاش پیراهن زاده شده بودم
اما نه
من "مسحور زیبایی" زاده شدم...
- ۲.۴k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط