{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my beautiful roommate

my beautiful roommate ⭐
#my_beautiful_roommate
𝑷𝑨𝑹𝑻 25
سه سال بعد: ویو ته:
بعد اون سال با سجی و ات قطع ارتباط کردم، دانشگاهمو عوض کردم و و الان جوونترین و معروف ترین نقاش کره ام و نمایشگاهم خیلی موفقه.
مدلای زیادی هستن که من ازشون نقاشی میکشم اما هیچکدوم زیبا نیستن شاید بقیه بگن خیلی زیبان اما نه نیستن چون نقاشی ات نیستن.
معروف ترین نقاشیم اته، اونو توی لباس عروس زیبایی کشیدم که خیلی ها پول زیادی براش پیشنهاد کردن اما من حتی نقاشی ات هم حاضر نیستم بدم.
☆ گیر کردم زیباترینم، گیر کردم بین منی که باید فراموشت کن، و منی که میخواد منتظرت بمونه....☆(من فداتشم ته ته گشنگمم😭)
همه روزانه برای عکاسی و دیدار از اون نقاشی میان.
دلتنگشم، نمیدونم با سجی تو رابطست یا کس دیگه.
☆من بی تو یک واژه ساده بیش نیستم اما کنارت همچون کتابی عاشقانه ارام میشوم، مرا ورق بزن که خط به خطم پر از عشق به توست زیبای من ☆
رفتم جلوی نقاشی و برای بار هزارم نگاهش کردم شاید این تنها راه رفع دلتنگیه لبخندی به عکس زدم که صدایی شنیدم، اشنا، گرم و راحت
ویو ات:
ته خیلی معروف شده ادرسشو پیدا کرده بودم طوری دلتنگشم که اصلا نمیدونم چقدر دیگه طاقت میارم پس راه افتادم سمت نمایشگاه و وقتی رسیدم داشت به همون نقاشی که عکس من بود نگار میکرد.
از پشت شناختمش، با دیدنش قلبم دیوانه وار کوبید. رفتم سمتش...
چونمو روی شونه ی چپش گذاشتم و تو گوشش زمزمه کردم:
=اون نقاشی منم؟ به نظرم خیلی زیبا تر از منه...
و لاله گوششو بوسیدمو مک کوتاهی زدم
انگار فریز شده بود و تکون نمیخورد فقط بهم متمایل شد و وزنش بهم فشار اورد.

_ا... ات؟
= بله پسر بی احساس من...

با ناباوری برگشت سمتم و وقتی مطمئن شد منم مثل بچه ها بغض کرد منم با بغضش بغض کردم لب پایینمو از داخل گاز گرفتم تا بیشتر تو ملا عام گریه نکنم.

=هنوزم نمیتونی جلوی گریتو بگیری

کشیدمش تو بغلم

=اروم باش
چی میگی ات خودت نمیتونی اروم باشی بعد به اون میگی.
راستش من به اون مثل یه پسر کوچولو نگاه میکنم که فقط میخواست مامانش دوستش داشته باشه و کسایی که دوستشون داره اون عشق رو بهش برگردنونن.

=تو چقدر بزرگ شدی، میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود؟ چرا رفتی ته...

اون فقط با بغض گفت ببخشید
=خیلی منتظرت بودم
محکم خودمو تو بغلش جا دادمو عطر تنشو عمیق نفس کشیدم. سه سال.. چطوری تحمل کردم. با حس راحتی پاهام داشت ستس میشد.

_یا بریم یه جای خلوت

به ارومی سر تکون دادم.
منو به یه اتاق درست پشت نمایشگاه برد...اونجا... پر از نقاشی های من بود

=وای... چقدر زیبان....

تهیونگ دوباره محکم بغلم کرد وقتی خواستم حرفمو ادامه بدم یه دختر اومد بیرون.

دختر: ته؟ این کیه؟

تو گوش ته زمزمه کردم

=دوست دخترت مثل خودت قشنگه

ولی اون اخم کرد

_ این اته، ات این جیاست خواهرم
جیا: وای! تو زم داداش ایندمی؟! تویی که سال هاست تهیونگ دیوونه ی توعه؟ حتی به عشق تو این نمایشگاهو راه انداخته
_جیا! بسه ابرومو بردی

خندم گرفت

=از دیدنت خوشحالم جیا....
جیا: چه خوب شد که اومدی ته یه زندگی دست بدون تو نداشته، همش تو خودشه، شبا گریه میکنه، کابوس میبینه
_جیا! وایسا ببینم تو از کجا میدونی؟
جیا: اینقدر صدات بلنده که همسایه هاهم میشنون...
=ته بهم نگفته بود خواهر داره...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امیدوارم امار پیج دوباره مثل قبل بشه 🥲
شرایط:🦭
لایک: ۲۰
کامنت: ۱۰
بازنشر: ۴
.
.
.

#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۱۰)

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻 24ویو ات: ...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻 23ویو ات: ...

( چرا من؟)فصل دوم👍پارت؟؟ات: اونا همیشع برام قلدری میکنن از ه...

my beautiful roommate ⭐#my_beautiful_roommate𝑷𝑨𝑹𝑻 7ویو تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط