{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۸

پارت ۱۸


آبنبات با طمع لبات


ا/ت: پسره ی نفهم کتک میخوای نه؟؟؟؟

کوک: عجب روی خشنی داری تو اینجوری نبودی

ا/ت: مگه من چجوری بودم؟

کوک: کیوت بامزه بچه ....

ویو کوک

داشتم میگفتم یهو پا شد با دو اومد سمتم که با یک حرکت گرفتمش انداختمش روی کولم

ا/ت: ولم کنننننن بزار برممممم بی‌شعور بازیمون خراب کرده ای حالا .....

کوک: ساکت چقدر حرف میزنی پاشو لباس بپوش بیا خودم لباستو انتخاب می‌کنم

ا/ت: نمیخوام

کوک: بخوا

ویو ا/ت

به اجبارش لباس و پوشیدم واقعا هم کیوت و ناز بود رفتیم پایین واو جدی ظهر شد یهو در خورد یکیشون درو باز کرد یک مرده دیگه اومد تو

جیمین: سلام کوک سلام ته سلام پرنسس کوچولو دلت برای آقا دزده تنگ نشده بود؟

ا/ت: تو کی هستی؟ ؟

جیمین: هاااا؟؟؟؟

ته: حافظه پاک شده هیچکی رو یادش نیشت اخلاقشم تغییر کرده

کوک: اوهوم

ا/ت:اسمتون چیه؟؟؟

کوک:من جئون جونگ کوکم منک شیر موز صدا نن

جیمین: من پارک جیمینم منو آقا دزده صدا کن

تهیونگ : منم کیم تهیونگ آقا خرسه صدام کن

ا/ت؛ همتون و با اسم صدا میزنم

........
دیدگاه ها (۷۳)

پارت ۱۹ آبنبات با طمع لبات کوک: خیلی خوب میخوایم بریم بی...

دوستون دارممماگر روزی بیشتر از ۷ روز داخل پیج فعالیت نکردم ب...

پارت ۱۷ویو کوکخوابید منم لباساشو عوض کردم نگاهی به بدن خوش ف...

پارت ۱۶ ویو کوک دیگه بهتر از این موقعیت؟ دوباره دلشو به ...

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

عضو هشتم BTS

خونآشام من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط