{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۷

پارت ۱۷


ویو کوک


خوابید منم لباساشو عوض کردم نگاهی به بدن خوش فرمش کردم آدمو به دیوونگی میرسوند

لباسشو که عوض کردم آروم اومدم روش و وزنم و انداختم روش و سرم و گذاشتم قفسه سینش و به صدای قلبش گوش میکردم

کم کم چشمام گرم و شدو خوابیدم


...........


با حس اینکه یکی زیر دستم در حال تکون خوردنه چشمام و باز کردم با چیزی که دیدم بلند زدم زیر خنده

ا/ت در حال آزاد کردن خودش بود که از زیر دستم بیاد بیرون با اون لباس خواب کیوت شده بود اوخدا

وبو ا/ت


مرتیکه سنگین شلغم دارم له میشم بعد میخنده دیوونه به زور بیرون اومدم و رفتم پایین اینجا رو خوب شناختم و بعد از صبحانه خوردن رفتم گیم بزنم



.....


وسط بازیم یهو خاموش شد از حرص جیغ زدم

کوک: نوچ نوچ ۲ ساعته داخل اتاق داری گیم میزنی

ا/ت : عنتر منحرف کثافت آخر بازیم بودددددد

کوک: عجبا چه رویی هم داره پررو

....
دیدگاه ها (۱۸)

پارت ۱۸آبنبات با طمع لبات ا/ت: پسره ی نفهم کتک میخوای نه؟؟؟؟...

پارت ۱۹ آبنبات با طمع لبات کوک: خیلی خوب میخوایم بریم بی...

پارت ۱۶ ویو کوک دیگه بهتر از این موقعیت؟ دوباره دلشو به ...

چشم آدمین♡

طراح عشق

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط