{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو منو دوست داری؟

تو منو دوست داری؟

پارت ۲۴


ویو انیا

امروز منو بکی جونم ۲۳ سالمونه و آمدیم کتابخانه تا کتاب بخونیم
و یه کار خوب پیدا کنیم توی کتاب

ویو بکی

آمدیم کتابخانه تا کتاب بخونیم و کار خوب پیدا کنیم به انیا گفتم بره چند تا کتاب بیاره ۶ دقیقه منتظر شدم نیومد
۱۰ دقیقه اما نیومد ۳۰ دقیقه دیدم با گریه و با چند کتاب در آغوش گرفته

بکی: چرا گریه می کنی؟

انیا: .....ب....بب..ک...ی ...م...ن....دد..ا..( داره گریه میکنه)

بکی: کی تورو اذیت کرده ؟ خودم میرم میکشمش

ناگهان انیا دستمو گرفت گفت نه بکی....

انیا: بشین بکی

بکی: بهتر شدی؟

انیا: ا..ر...ه

بکی: خوب بگو کی بود؟؟

انیا: دام‌....یان

بکی: چیییییی من میرم......


اینم پارت ۲۴ ببخشید کم بود😊

اصکی❌
اجازه✅
دیدگاه ها (۸)

#یعنی واقعی هست یا رویاست؟؟؟

پارت ۷ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو دامیل بعد از کتاب خونهدامیل...

عشق پنهان

پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا توی مدرسهمثل میشه وقت...

آوای شب پارت ۱۱ویو انیا رو پاهاش نشسته بودم ، 🍅🍅🍅 خیلی خجالت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط