{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( 3 تفنگدار )

( 3 تفنگدار )
پارت ۱۶

کلافه نفسی کشید و همچنان هر دو دست هایش را روی مبل های بالکن گذاشت و به منظره بیرون چشم دوخته بود هاری دختر مغروری بود ولی دلش نیومد که اون دختره یوری رو به انباری بفرستند شاید بخاطر دل مهربان خودش بود
باد خوبی میوزید و آن هوا سرد باعث یخ زدن بدن برهنه اش میشد موهایش به رقصیدن همراه باد مشفول بودن همچنان هنوز غرق افکارش بود حالا گرمای پشت اش حس کرد و کم کم دست های ورزیده ای رو دست های خودش گذاشته شد نرم سرش را تو گردن سفید اش برد سپس آروم گفت
جونگکوک: عمر من چرا بیرونه مریض میشه
هاری نرم لبخندی زد و به خوبی می‌دانست که دلتنگ این عطر و گرما شده بود
هاری : هوای اتاق به دلم نیومد
دستش را از روی دست هاری برداشت سپس موهایش را جمع کرد و گوشه ای برد حالا جای بوسه و بوئ کشیدن راحت تر بود گردنش را تر بوسید و این حرکتش تنها کله بدن هاری را به لرزه می‌انداخت تند تند آب دهنش را قورت داد سپس پلک رو هم گذاشت
جونگکوک باز هم نرم بوسید و پلک رو هم گذاشت
جونگکوک: خیلی شیرینی
هاری نرم خندید سپس خودش را کمی به عقب برد تا بیشتر بهش نزدیک شود
هاری : شیرین ؟ .. اونم من ؟
جونگکوک سرش را بلند کرد و هر دو دست های هاری را گرفت و سمته خودش برگردان سر تا پا اش را آنالیز کرد پیراهن سبز رنگ حریر مدل لباس خواست سر شانه ها و کمی از خط سینه هایش قشنگ برهنه بودن
موهای بلندش که حالا باد تکانش میداد و رژلب صورتی رنگ خوب و قشنگ ترین عکس دنیا برای جونگکوک لب هایش را سمته لباش برد و عمیق بوسید
جونگکوک: خیلی خوشگل شدی
هاری نرم و خجالت زده خندید سپس گفت
هاری : الکی حرف نزن خودمو برای کسی آماده نکردم اصلا آماده چیه
هر دو دست هایش را از دست های جونگکوک بیرون کشید و از بتان به اتاق می‌رفت ولی جونگکوک اصلا از این جور شوخی ها خوشش نمی‌آمد
مچ دستش را گرفت و سمته خودش کشاند دوباره جلوش قرار گرفت
خبیثانه گفت .... جونگکوک: برای من ناز نکن بد میشه عمر جونگکوک
هاری بدونه لبخند زدن یا شوخی گفت
هاری : برای منم خطو نشون نکش جئون جونگکوک
جونگکوک بیشتر بهش نزدیک شد و آن فاصله بین خود و هاری را پر کرد و هر دو دست هایش را کنار پهلو های هاری روی سکون گذاشت
جونگکوک: بخاطر اینکه اونجا بهت گفتم دخالت نکن قهر کردی ؟
هاری کمی رو سینه هایش حولش داد سپس بهش پشت کرد و به منظره بیرون خیره شد با اخم گفت
هاری : این کارت خیلی بد بود چرا دختره رو بردین زیر زمین
جونگکوک دست هایش را برداشت و روی شکم هاری گذاشت و باسنش را به خودش چسپوند شاید نمی‌خواست امشب خراب بشه
نرم بوسه ای رو موهای هاری گذاشت و با دست دیگرش موهایش را به بازی گرفت
دیدگاه ها (۳)

3 تفنگدار )پارت ۱۷جونگکوک: خب اینم بخشی از کاره هاری : هرچی ...

ادامه در کامنت ها ....اگه دوست ندارید لطف کنید ... ای بابا چ...

ادامه اون سوک : درسته بس کنید یوری ترسیده این رفتار های زشتو...

( 3 تفنگدار )پارت ۱۵جیمین : معلوم بود اینجوری میشه ته با اون...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 115✦...................

مافیایه عشق P:52

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط