{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان زندگی ملکه کارمن کوک قسمت اول

داستان زندگی ملکه کارمن کوک قسمت اول

وقتی نه سالم بود داشتیم می رفتیم رستوران جدید کنار خونه مون غذا شون خوش مزه بود وقتی وقتی دسر آماده شد از دسر دود میومد بعدش خوردم همون شب تابستانی تو راه برگشت سر درد گرفتم و تب داشتم و کل روز بعدش رو بیدار نشدم روز بعدش ساعت ۳ صبح از خواب بیدار شدم از پله ها خونمون افتادم پایین و بی هوش شدم وقتی داداشم بیدار شد دید از پله ها افتادم و سرم خون ریزی داره و وقتی صدام زد خواهر کنارم بیدار شدم و حمله کردم بعدش یادم امد که داداشمه و مهربان شدم بعدش یک مجرا جویی داشتیم...
برای قسمت بعد
۳ لایک
۱۰ تا کامنت
۱ فالوور
پایین کوفته برنجی میدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
🍙🍙🍙
دیدگاه ها (۰)

سرنوشت(ویو رایا)صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم.اجوما: خ...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.35(روایت از زبان جونگ ک...

سلام مخملام

گوهر مارگارتا قسمت 5 از زبان نیکولاس اه آه آه ( نفس نفس زدن ...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 4به هرحال اون چیزی که نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط