چرامنپارت
◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت13) ⸙ ━━━━━━━ ◈
مهراد با صدای آهسته ای میگه:
خودمم توقع نداشتم شهاب تورو بهم بسپره ولی خب شهابه دیگه هیچ وقت سر از کارش در نمیاری.
شیوا: شاید اونم باتو هم نظر بود و جز این تصمیم چاره دیگه ای نداشت
مهراد پوزخندی صدا دار میزنه و میگه: اها راستی گوشیتو میدی
شیوا گوشیو سمتش میگیره ومیگه: گوشیو میخوای چیکار
مهراد: ممکنه دوباره ردشو بزنن
(مهراد سیم کارتو میشکونه ویه سیم کارت از گوشی خودش در میاره میزاره تو گوشی شیوا، گوشیو تحویلش میده وبه سمت ماشین میره شیوام دنبالش راه میفته)
Back back
"٠شهاب و ارمان ٠"
شهاب: نگرانم
ارمان: همه نگرانیم جون کسی در خطره
شهاب: نه، راستش اگه مهراد همون کسی باشه که شیوارو دزدیده باشه یا اگه از مافیا ها باشه چی
ارمان: میتونم به اران بگم بره دنبالشون ولی مهراد هرچقدرم عوضی باشه نمیتونه سر شیوا بلایی بیاره شیوا تنها کسی بود که تونست بعد اون موضوع عاشقش کنه
(شهاب دستی به موهاش کشیدو ادامه داد): اگه واقعا حسی بود باید وقتی مخالفت کردم واکنش نشون میداد
ارمان: شاید نمیخواسته شیوا متوجه بشه اگه اصرار میکرد ممکن بود شیوا بفهمه و..
شهاب: به اران زنگ بزن بره بیمارستان شریعتی قرار بود بره اونجا
(ارمان گوشیو سمت شهاب میگیره میگه): خودت زنگ بزن من پشت فرمونم
(شهاب گوشیو از ارمان میگیره میره تو قسمت تماس ها دنبال اسم داداش یا اران میگرده)~(زنگ میزنه وادرسو میده) ~
اران؛ به ادرسی که شهاب گفت راه افتادم ولی اخه چه دلیلی داره من بخام اونارو بپام بهتره کارمو بکنم ماشینو استارت زدمو راه افتادم تغریبا قرار بود 1 ساعت تو راه باشم پس یه اهنگ پلی کردم
'بعد یک ساعت'(تو همون مدت مهرادو شیوام میرسن اونجا)
شیوا جلو تر از مهراد وارد بیمارستان میشه ومیره سمت پذیرش با لحنی که از استرس میلرزید به خانم پرستار گفت: ببخشید بیمار یکتا خدا دوست رو اوردن اینجا
♡تا پارت بعد به درود♡
𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞
مهراد با صدای آهسته ای میگه:
خودمم توقع نداشتم شهاب تورو بهم بسپره ولی خب شهابه دیگه هیچ وقت سر از کارش در نمیاری.
شیوا: شاید اونم باتو هم نظر بود و جز این تصمیم چاره دیگه ای نداشت
مهراد پوزخندی صدا دار میزنه و میگه: اها راستی گوشیتو میدی
شیوا گوشیو سمتش میگیره ومیگه: گوشیو میخوای چیکار
مهراد: ممکنه دوباره ردشو بزنن
(مهراد سیم کارتو میشکونه ویه سیم کارت از گوشی خودش در میاره میزاره تو گوشی شیوا، گوشیو تحویلش میده وبه سمت ماشین میره شیوام دنبالش راه میفته)
Back back
"٠شهاب و ارمان ٠"
شهاب: نگرانم
ارمان: همه نگرانیم جون کسی در خطره
شهاب: نه، راستش اگه مهراد همون کسی باشه که شیوارو دزدیده باشه یا اگه از مافیا ها باشه چی
ارمان: میتونم به اران بگم بره دنبالشون ولی مهراد هرچقدرم عوضی باشه نمیتونه سر شیوا بلایی بیاره شیوا تنها کسی بود که تونست بعد اون موضوع عاشقش کنه
(شهاب دستی به موهاش کشیدو ادامه داد): اگه واقعا حسی بود باید وقتی مخالفت کردم واکنش نشون میداد
ارمان: شاید نمیخواسته شیوا متوجه بشه اگه اصرار میکرد ممکن بود شیوا بفهمه و..
شهاب: به اران زنگ بزن بره بیمارستان شریعتی قرار بود بره اونجا
(ارمان گوشیو سمت شهاب میگیره میگه): خودت زنگ بزن من پشت فرمونم
(شهاب گوشیو از ارمان میگیره میره تو قسمت تماس ها دنبال اسم داداش یا اران میگرده)~(زنگ میزنه وادرسو میده) ~
اران؛ به ادرسی که شهاب گفت راه افتادم ولی اخه چه دلیلی داره من بخام اونارو بپام بهتره کارمو بکنم ماشینو استارت زدمو راه افتادم تغریبا قرار بود 1 ساعت تو راه باشم پس یه اهنگ پلی کردم
'بعد یک ساعت'(تو همون مدت مهرادو شیوام میرسن اونجا)
شیوا جلو تر از مهراد وارد بیمارستان میشه ومیره سمت پذیرش با لحنی که از استرس میلرزید به خانم پرستار گفت: ببخشید بیمار یکتا خدا دوست رو اوردن اینجا
♡تا پارت بعد به درود♡
𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞
- ۱.۱k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط