ببخشید دیر شد در گیر بودم

ببخشید دیر شد در گیر بودم 😅
◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت12) ⸙ ━━━━━━━ ◈
شهاب؛ به سمت همون رود نزدیک کلبه میرم تا با شیوا صحبت کنم
شهاب: شیوا؟
شیوا؛ با شنیدن صدای شهاب سرمو برمیگردونم تا مطمئن بشم خوشه دوباره سرمو بر میگردونم وبا اب بازی میکنم
شهاب؛ انگار قصد نداشت راحت خودشو قانع کنه که باید زودتر بریم و کلی سوال تو سرش بود پس نشستم کنار
شیوا: چرا مهراد یه قاتله مگه چیکار کرده
شهاب: خب وقتی توی سربازی بودیم دوست دخترش داداششو با مواد میگیرن دختره به مهراد میگه مهراد چندین راهو امتحان میکنه تا تبرعش کنه ولی نشد اخرش خودش هم موادو گردن میگیره تا شاید مجازاتش کمتر بشه ولی قاضی میفهمه نمیزاره مهراد سربازیش تموم میشه دختره برای اینکه مهراد بلخره سر بازیش تموم شده میاد جلو در پادگان خوش امد گویی ولی چه خوش امد گویی گل های روی قبر داداشش رو اورده بود خودمون هم ناراحت بودیم ولی کاری از دست مهراد بیشتر از اون بر نمیومد خلاصه اون روز دعوا خیلی بالا میگیره شبش دختره به قتل میرسه وچون جلو در پادگان بود سربازا دیده بودن شهادت میدن که اره مهراد ممکنه قاتل باشه مهرادم از اینکه دختر مورد علاقشو از دست داده گردن میگرع روز دادگاه منو به عنوان رفیقش فرا میخونن من اونجا شهادت میدم که بی گناه و داره از قصد گردن میگیره تبرعش میکنن بعدش مهراد روز ازادیش باهم دعوای بدی میکنیم مردم جوامون کردن
شیوا: همون روزی که سر تا پا زخمی اومدی خونه؟
شهاب؛ سرشو به نشانه تاکید تکون میده وادامه میده: فرداش شهاب ارمانو تحدید به قتل میکنه و دقیقا همون زخمه رو صورتشو مهراد درست کرده
شیوا: پس اون زخم ولی مگه بابای ارمان پلیس نیست پی چرا پیشو نگرفت
شهاب: قضیه پیچیده تر ازین حرفا بود که ارمان بخاد به باباش بگه
شیوا: حالا قراره چی بشه
شهاب دستشو به کمر شیوا میزنه میگه: تو نگران نباش یه داداش مث کوه پشتشه بعدم وقتی منو مهراد باشیم باهم که میدونی چی میشه
شیوا: بله یه تنه یه پادگانو دادین رو هوا
شهاب خنده ای میکنه کتشو در میاره میده به شیوا، ادامه میده: پاشو باید بریم
شیوا: کجا؟
با اومدن مهرادو ارمان صحبت ها خاتمه پیدا میکنه
ارمان قدم هاشو تند تر میکنه تا به شهاب یه چیزی بگه: باید اول از وضعیت خونه با خبر بشیم من میرم خونه تا ببینم چجوریه بعد به شما خبر میدم ~ شیوا میگه: یکتا داداش یکتا گفت تصادف کرده همین الانم دیره باید برم پیشش
"قسمت دومم داره جا نشد"
♡تا پارت بعد به درود♡

𝔜𝔞𝔰𝔥𝔦𝔯𝔬 ℌ𝔞𝔯𝔞𝔫𝔬
دیدگاه ها (۱)

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت12) قسمت دوم ⸙ ━━━━━━━ ◈مهراد روبه شه...

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت13) ⸙ ━━━━━━━ ◈مهراد با صدای آهسته ای ...

◈ ━━━━━━━ ⸙ چرامن(پارت11) ⸙ ━━━━━━━ ◈مهراد دست شهابو میگیره ...

بچه ها دوست دارین قلمو تغییر بدم یا نه همین طوری باشه برای ک...

زور و عشق پارت ۹

اسم :: اکانهسن :: ۱۷سن سائه :: ۱۷هر دو دبیرستانی هستین.—————...

پارت ۱۱شبو تو اون کلبه میگذروننلیا وقتی از خواب بیدار میشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط