{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقای شاملو میفرمان من قبل از ایدا اصلا زن ندیدهبودم

آقای شاملو می‌فرمان من قبل از آیدا اصلا زن ندیده‌بودم...
عشق به چشم من چنین واقعه‌ای باید باشه. تغییر معیار، اصلاح نگرش، آرامش دائم و خواستن بی‌پایان. نه این که جنونی و تنشی رخ نده، نه. این که هر دو سوی رابطه بدونن بعد از این توفان، به ساحل گفتگو و علاقه برمی‌گردن.

نویسنده‌ها و شاعرها اسم خیلی چیزها رو میذارن عشق. اما شاید عشق فقط یه گرمای مطلوب باشه توی رگها، وقتی به یه نفر فکر می‌کنی و لبخند می‌زنی، و می‌دونی اگه بهت فکر کنه لبخند می‌زنه.

آیا علاقه از رنج مبراست؟ رنج، پیش‌نیاز رشده. رشد، پیش‌نیاز آرامشه. آرامش، پیش‌نیاز خودشناسیه. و خودشناسی واقع‌بینانه، پیش‌نیاز عشق.

"شما بیا ور دل من بشین." بله. این دستور زبان عشقه. به شما که جوون و تازه‌ای و دلی داری برای دوست‌داشتن میگم، دست بردار از کسی که این رو ازت نمی‌خواد، یا نمیشه این رو ازش بخوای.
دیدگاه ها (۷۰)

ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ٬ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ !!!ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮ...

نوار قلبم رو نگاه کرد و گفت شما وضع قلبت به سن و سالت نمیخور...

نوشته‌ بود وقتی غمگینی چطور می‌خندی؟ نوشتم به کسانی که دوستش...

برای من ماجرای مردی را نقل کرده‌اند که دوستش به زندان افتاده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط