نوشته‌ بود وقتی غمگینی چطور می‌خندی؟ نوشتم به کسانی که دو

نوشته‌ بود وقتی غمگینی چطور می‌خندی؟ نوشتم به کسانی که دوستشان دارم فکر می‌کنم. به لبخندشان. به صدایشان.

نوشته بود وقتی کم می‌آوری، چطور دوباره ادامه می‌دهی؟ نوشتم ادامه نمی‌دهم، شکست را می‌پذیرم و از اول شروع می‌کنم.

نوشته‌ بود وقتی دلت گریه بخواهد چطور صورتت را خشک نگه می‌داری؟ نوشتم ادب علاقه همین است، گریه به درون، خنده به بیرون. مباد که کسی را غصه‌دار کنی.

نوشته‌ بود جهان ساکت خلوت خسته‌ات نکرده‌ است؟ نوشتم پناه ببر از ازدحام بیهوده‌ صداها، به آن صدای گرم مهربان که نام کوچکت را به شعر مبدل می‌کند، حتی اگر هرگز صدایت نکرده‌ باشد.

نوشته‌ بود کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟ نوشتم از جنگ‌ها برگشته‌ام، با زخم‌ها و موی سپید، و یاد گرفته‌ام صبور باشم و به تماشا قانع.

نوشته‌ بود شب بخیر، خواستم بنویسم کدام شب بخیر گذشته؟ دیدم کلمه‌ای نوشته و رد شده بی آن که در قید معنایش باشد، نوشتم دوستت دارم و رد شدم، بی آن که در قید معنایش باشم...
دیدگاه ها (۷۵)

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

رمان انتقام ازدواج کامل

گاهی دلم برای خودم می‌سوزه؛ برای تمام لحظه‌هایی که لبخند زدم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

#سناریو #درخواستی #اد__jennie 🌀🫙وقتی دارن باهمون حرف میزنن و...

پروانه جان

رز آبی پارت ۲۹

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 12#لینو #فیکشنساعت ۱۱ شب ـ خانه‌ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط