روبرو بنشینی ای ماهان چه حالی میدهد
روبرو بنشینی ای ماهان چه حالی میدهد
مهربان باشی و بس شادان چه حالی میدهد
چشمهایت غرق مستی و نیاز ، ای ماه من
مِی ببارد دیده چوُن باران چه حالی میدهد
خنده هایت از ته دل ، عشوه آلود و ظریف
دورْ گردانی غم و حرمان چه حالی میدهد
خلوتی دلخواسته من باشم و شمع و شما
شهدْ ریزی بر لبم ای جان ، چه حالی میدهد
زلفِ خود را واکنی آن بافه های بی بدیل
جان پریشان میکنی آسان چه حالی میدهد
درد بیدرمان من دوری ز دستان شماست
درد من را گر کنی درمان چه حالی میدهد
مهربان باشی و بس شادان چه حالی میدهد
چشمهایت غرق مستی و نیاز ، ای ماه من
مِی ببارد دیده چوُن باران چه حالی میدهد
خنده هایت از ته دل ، عشوه آلود و ظریف
دورْ گردانی غم و حرمان چه حالی میدهد
خلوتی دلخواسته من باشم و شمع و شما
شهدْ ریزی بر لبم ای جان ، چه حالی میدهد
زلفِ خود را واکنی آن بافه های بی بدیل
جان پریشان میکنی آسان چه حالی میدهد
درد بیدرمان من دوری ز دستان شماست
درد من را گر کنی درمان چه حالی میدهد
- ۶۱۹
- ۰۳ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط