𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۷

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۷

جونگ کوک و جیمین با بهت بهم خیره شدن و




طی یه حرکت انتحاری حمله ور شدن سمت





ا.ت که باز سر به سرش بزارن که جیغ ا.ت در اومد






ا.ت : به مسیح قسم کوکی هیونگ موهام





خراب شه تیکه تیکه ات میکنم





شوگا : پیشی چطوری اینقدر خوشگل شدی ؟ ( خنده )







ا.ت : من عضو بی تی اسم معلومه که باید از






همه زیباتر و گیراتر باشم ( خنده و خوشحال )






جین : این زیباترین لباس زنونه ای بود





که دیدم ! ( بهت و خنده )





نامجون : در کمال سادگی به قدر باورنکردنی




زیباست ! ( تحسین و خنده )




بلاخره تهیونگ به حرف اومد و با افتخار و





خنده گفت : با این همه سروصدای ما چطور





تونستی اینقدر زیبا و قشنگ کنی پرنسس




کیم ! ( خنده )





ا.ت : موقعی که داد میزدید من با خنده و







حس خوب استایلمو زدم و تنها استرسم این





بود یهوقت درو نشکونید ( خنده )








حالا تک تکشون زیر دسته استایلیست





هاشون بودن بدون نگرانی برای دونسنگ





شیطون و حساسشون





ا.ت هم زیر دسته هیر استایل داشت




موهاش رو اسنایل میکرد






ا.ت : چقدرررر قشنگ شدید ( ذوق )





جین : تو هم خیلی زیبا و






خانوم شدی فسقلی ( خنده )





هر هشت ماشین اماده بود که اعضا رو ببره






و مدیر برنامه ها اماده بودند تا اعضا رو همراهی کنن










خیلی عادی و مثل همیشه با امنیت کامل








توسط بادیگار ها و اسکورت شدن ماشین اعضا






گروه به محل برگزاری مراسم رسید











ا.ت : واییی من خیلی ذوق دارم






تهیونگ : ( خنده )





ا.ت : هیونگ نخند ! ( اخم گوگولی )





جیهوپ : تو رو با این اخمات میشه خورد از






بس گوگولی و قند عسلی ( خنده )




بعد از اینکه قسمتی که باید جا میگرفتن







نشستن ا.ت با بی حوصلگی گفت : من








خسته شدم !






جونگ کوک : چرا بچه





ا.ت : مراسم ها چرا اینقدر ارومه ...






بابا یکم هیجان یکم رقص چیه این






تهیونگ : متاسفم فدات شم




ولی این مراسم با مراسمای قبلی فرق میکنه








و رسمی تره ( اروم و با محبت )






ا.ت : یعنی قرار نیست بخونیم و برقصیم ؟








نامجون : نه اینجا باید تا میتونیم اروم







باشیم !







شوگا : ولی کی اهمیت میده هوم ....






هر کاری دوست داری بکن فسقلی من






مهم اینه بهت خوش بگذره
دیدگاه ها (۹)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سناریو سو پارت اخر

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

🐯 تهیونگ: مرموز، شوخ و شجاع؛ بعضی سرنخ‌ها به گذشته‌ی او مربو...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط