{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند باید بازی کنید

به ما گفتند باید بازی کنید
گفتیم با کی ؟؟
گفتند با تیم دنیا
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود
تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن
گفتم آخه چطوری ؟؟؟
بازم خندید و گفت : خیلی ساده . فقط پاس بده به من
باقیش با من .....
پس ،
الهی به امید تو ....
دیدگاه ها (۷)

آخرین خبر : هشدار معاون ستاد کل نیروهای مسلح به عربستان و آم...

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گر...

مهدی جان ، آقای من می دانم ، خوب می دانم که شایسته نعمت وجود...

از زمان غیبت حضرت صاحب الزمان(عج)۱۱۴۵ سال و 9 ماه و 1 روز ...

تاریخچه جام جهانی ( قسمت ۲۲ (آخر))بیست و دومین جام جهانی در ...

تاریخچه جام جهانی ( قسمت ۲۱ )بیست و یکمین جام جهانی در سال ۲...

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط