{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساناز کریمی

ساناز کریمی

ترانه ای سفید در راهست
دریغا که سرخی غروب
خون آلودش می کند
خوشا خلوت تو
که در آن
نه گرگ و میشی ست
تا چشم گرگها را باز کند
نه صبح صادقی
که دقایقی بعد
به کذب آن رسیم
و نه خستگی نور و آفتاب
تا پذیرای شب شویم
خوشا خلوتت
که تنها صدا است
و ترانه
در شبی که
هیچ کس را بدان راه نیست
دیدگاه ها (۱)

شاعر مهرداد مولاییای یگانه آشنای خلوت شبانه ام ای برای شعر ش...

غلام همت آنم که زیر چرخ کبودز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است....

در خلوتشاعر مهدی سهیلیدوش در خلوت به یادت عالمی غم داشتمبی ت...

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشتقطره باران ما گوهر یک دانه شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط