{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love Between the Tides

love Between the Tides⁴⁵
یک ساعت بعد
تق تق تق
تهیونگ: کیه؟
درو باز کرد
ا/ت: میشه بیام داخل
تهیونگ: چرا نگفتی که میخوای بیای
ا/ت: ناراحتی اومدم؟
تهیونگ: نه عشقم خوش اومدی بیا داخل
ا/ت: من کتابخونه بودم داشتم درس میخوندم بعد خواستم برم خوابگاه بسته بود مجبور شدم این وقت شب بیام اینجا مامان و بابام هم خارج از کشور بودند اومدم امشب بمونم
تهیونگ: چرا توضیح میدی؟ شام خوردی؟
ا/ت: آره خوردم
تهیونگ: من یکم کار دارم میرم اتاق کارم کاری داشتی صدام بزن
ا/ت: باشه من میشینم تلویزیون میبینم
تهیونگ: باشه عشقم

چند ساعت بعد
ساعت ۱۱ شب هست نمیخواد بخوابه یا استراحت کنه باید برم نقشه بعد...
رفتم و لباس خوابم رو پوشیدم و نگاهی تو آینه به خودم کردم لباس خوابم قرمز و توری حریر بود و بعد روپوش لباس خوابم رو پوشیدم و رژ قرمز همرنگ لباسم زدم و موهام رو صاف کردم و عطر زدم...
و بعد کم کم به اتاق تهیونگ نزدیک شدم
با قهوه ای که داخل دستم داشتم رفتم داخل
نگاهی بهم نکرد و مشغول کارش بود
منم به نوشیدن قهوه ام ادامه دادم
نگاهی بهم کرد کمی تعجب کرد و چیزی نگفت و به کارش ادامه داد
تهیونگ: قهوه؟ این وقت شب خوابت نمیبره
ا/ت: شاید میخورم که خوابم نبره تو میخوای؟
تهیونگ: نه من دارم تموم میشم
سعی کردم کمی لباسی که روی لباس خوابم کرده بودم رو باز تر کنم
ا/ت: خیلی گرمه
تهیونگ: برو بخواب
ا/ت: خوابم نمیاد راستی تهیونگ کمک نمیخوای؟
تهیونگ: نه ممنون
ا/ت: اوکی
بلند شدم و رفتم کمی نزدیکش شدم
ا/ت: چیکار میکنی؟
تهیونگ: توضیح بدم؟
ا/ت: نه لازم نیست ولی به خودت سخت نگیر دیروقته باید بخوابی
نگام کرد و لبخندی زد
تهیونگ: چشم به زودی میخوابم
رفتم و تو بغلش نشستم
تهیونگ: زمین خار داره اومدی اینجا؟
ا/ت: نه زمین خار نداره ولی من باهات کار دارم
تهیونگ: جان؟
ا/ت: کی تموم میشه؟
تهیونگ: هروقت تو بگی
ا/ت: همین الان تمومش کن
تهیونگ: چشم نمیخوای بخوابی
ا/ت: نه
تهیونگ: میخوای چیکار کنی؟
ا/ت: چی فکر میکنی؟
عینکش رو از چشمش برداشت و گذاشت پایین و لبش رو گاز گرفت
از رو پاش بلند شدم و نزدیکش شدم و تو گوشش گفتم
ا/ت: امشب عشقت رو بهم نشون بده آقای کیم
و ازش فاصله گرفتم
ا/ت: منتظرتم
رفتم سمت اتاق خواب و خواستم در رو باز کنم
تهیونگ پشتم بود دستش رو گذاشت روی دستم و بعد
🚪😘😘🥰😍😍💋💋🫂💋💋🛏
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فردا(صبح)
از خواب بیدار شدم..
ا/ت: چیزی شده؟
تهیونگ: نه
ا/ت: پس چرا اینجوری نگاه میکنی؟
تهیونگ: نمیتونم نگات کنم
ا/ت:😊
بوس**ه ای به پیشونی ام زد
تهیونگ: بلند شو دوش بگیر تا وقتی که دوش بگیری صبحانه آمادست
ا/ت:نه نمیخوام برم
تهیونگ: چرا؟
ا/ت: دلم برات تنگ میشه
تهیونگ: دیوونه
ا/ت: 😂

چند دقیقه بعد
ا/ت: تهیونگ
تهیونگ: جانم
ا/ت: سشوارت کجاست؟
تهیونگ: تو کشو پایینی میزم
ا/ت: نمیتونم پیداش کنم
تهیونگ: بیا
ا/ت: حالا که پیداش کردی خودت هم
موهامو خشک کن
تهیونگ: چشم امر دیگه ای نیست بانوی من
ا/ت: خیر
موهامو خشک کرد و بعد بوس**ه ای به لبم زد
تهیونگ: من بیرون منتظرتم آماده کن بیا😉
ا/ت: باشه

چند دقیقه بعد
ا/ت: خوب شدم؟
اومد نزدیکم
تهیونگ:میخوای بری سرقرار یا دانشگاه؟
ا/ت: منظورت چیه؟
تهیونگ: هیچی
ا/ت: حالا خوبه
تهیونگ: اول صبح کاری نکن نه من برم دانشگاه نه بذارم تو بری
ا/ت: یعنی واقعا دیوونه ای
تهیونگ: بیا صبحانه بخور
ا/ت: ببینم عشقم چی درست کرده
تهیونگ: ا/ت
ا/ت: جانم
تهیونگ: هیچی بخور
ا/ت: اهمم باشه..

چند ساعت بعد
(شب)
رفتم خونه تهیونگ
تهیونگ: اومدی
ا/ت: آره
تهیونگ: دیر کردی نگرانت بودم کجا بودی بعد از دانشگاه کجا رفتی
ا/ت:با بچه های دانشگاه رفتیم کتابخونه درس خوندیم ببخشید یادم رفت بهت بگم
تهیونگ: بهت زنگ زدم جواب ندادی
ا/ت: صدای گوشیم کم بود بذار نگاه کنم عهه دوهی هم زنگ زده
زنگ زدم به دوهی
تهیونگ: بذار منم صداش رو بشنوم
دوهی: الو
ا/ت: الو
دوهی: چرا بهت زنگ زدم جواب ندادی؟
ا/ت: ببخشید
دوهی: امتحان امروز رو چیکار کردی؟
ا/ت:خراب کردم 😂
دوهی: تو که دیشب رفته بودی باهاش حرف بزنی بهش نگفتی درکت نکرد
ا/ت: نه نه
دوهی: خودم الان به تهیونگ زنگ میزنم که چرا سوالات رو بهت نداده باید بهت نمره ی کامل رو بده...
ا/ت: دوهی بعد بهت زنگ میزنم...
تهیونگ: تو گفتی پدر و مادرت رفتند سفر
ا/ت: ببخشید
تهیونگ: دروغ گفتی؟ ریاضی تمرین نکردی؟
ا/ت: نه نه اینطور نیست هفته قبل پریود بودم نتونستم تمرین کنم و اینکه دیشب هم دلم برات تنگ شده بود میخواستم ببینمت
تهیونگ: فکر میکردی به من بگی کمکت نمیکنم
ا/ت: ببخشید
تهیونگ: امتحانت رو خراب کردی؟
ا/ت: آره...
دیدگاه ها (۴)

⁴⁶تهیونگ: فکر این رو نکن که من بهت نمره بدم ا/ت: تهیونگ... ت...

love Between the Tides⁴⁴در بسته شد... تهیونگ بهم نزدیک شد و ...

love Between the Tides⁴³ا/ت: چی؟ دختر خواهرت دوهی: نمیدونستی...

love Between the Tides⁴¹یک ساعت بعد صدای گوشیم رو شنیدم تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط