{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا؛
آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم...
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم !!
هر چه بود باز بود...
گفتم : خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟
ندا آمد : این را گفتم که بیایی..
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را؛
به روی تو نبسته بودم ... !
کوله بارم بر زمین افتاد و؛
پیشانیم بر خاک ...
"مهربان خدایم دوستت دارم"...
دیدگاه ها (۱)

دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بده...

, پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقا...

در بازی زندگی,یاد می گیری,اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃هر که روزش با سلامی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط