{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشجویی به استادش گفت:

دانشجویی به استادش گفت:
استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و
تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.
استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟
دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.
استاد کناراو رفت و نگاهی به او کرد وگفت:تاوقتی به خداپشت کرده باشی او رانخواهی دید!
دیدگاه ها (۱)

, پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقا...

دعای قشنگ امشب برای همدیگه خدایا!به آنچه که دادی تشکر!به آنچ...

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ندا آمد بر در خانه ا...

قصه ششم: خطبه قاصعهفتنه از کجا شروع می‌شود؟ روایتی از کوبنده...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بفرمایید دلایل بنده برا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بفرمایید دلایل بنده برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط