{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وحشت

وحشت!!!
هر گاه ک فکر ویرانش یادآور آن رخداد میشد،به طور وحشتناکی ترس گریبان گیر ان دل معصومش میشد!
زمانی ک به چشمان خود آن ظربات چاغو ک باعث پرپر شدن تنهاکسش میشد را دید،آن هم توسط روباه نه دمش ک با چشمانی به رنگ خون به قلب پدرش ظربات ظالمانه ای میزد،قلبش به لرزه درآمد و از پای افتاد...
آن چشمان به رنگ شب معشوقش کجاست؟
_سال 1531_
دیدگاه ها (۰)

گایز این یه فیکه ک خودم دارم مینویسمش و خیلی دوسش دارم پست ق...

JK

I'm come back🍀من اومدممممممم

سایه هاش هم مثل خودش کشنده ان:))))

رز سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط