مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسید که به جای بسیار مهمی میرفت.

مردی که کنار جاده ایستاده بود , فریاد زد : کجا می روی ؟
مرد اسب سوار جواب داد :
نمی دانم از اسب بپرس !

این داستان زندگی خیلی از ماست .
ما سوار بر عادتها و باورهای غلطمان می تازیم، بدون اینکه بدانیم به کجا می رویم
دیدگاه ها (۳)

رمان تاجی از سوءتفاهم

وارث ماه‌خاموش

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

***مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می ...

نکته : ...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

مردی به سرعت و چهارنعل با اسبش می تاخت. اینطور به نظر می رسی...

عادتهای غلط

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط