وقتی

وقتـــــــــی
کسی حــــرف از رفتن میزند
مـــــدت هاست رفته!
فــــــقط
میخواهد مطمئن شود...
چیزی از خــــودش
در شما
جا نگذاشته بـــاشد..
دیدگاه ها (۱)

میترسم دلم را بتکانـم ،تمـامِ شہر٭ تـو ٭ شود ...

چه کرده "برق لبت" با دلم ، نمیدانم !همیشه کشته ی یک "اتصال" ...

میـــترسـم از دســتی که به شـانه ام بخوردبرگـردم ببــینم تو ...

میلیونها نفربی توامشبچه راحتشب بخیر گفتندو خوابیدندپس من چرا...

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

ازمایشگاه سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط