{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پای بر سینه ی این راه زدیم

پای بر سینه ی این راه زدیم

پای کوبان، دست در دست گذر می کردیم

گویی اما ته این راه دراز

دزد شبگیر جنون منتظر است

من و عشق و تو و این راه دراز

همه روز و همه شب

در پی یافتن سایه درختی، آبی

در سکوت غم تنهایی خویش

بین هر ثانیه را

لا به لای سخن و قافیه را می گشتیم

در غم عشق تو مردم اما

این صدای ضربان و تپش قلب ره عشق هنوز

از قدمهای بلند من و توست

دل من با دل تو...
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

فراتر از خویش

attar-050615

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

رها🦋چقدر غم انگیزه حال زنی کهتو زندگی ای گیر افتاده که دیگه ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط