گاه گاهی دل من کنج قفس می گیرد
گاه گاهی دل من کنج قفس می گیرد
آدم از عشق که شد خسته نفس می گیرد
روزگار آنچه که داده است به تو با سختی
همه را عاقبت از دست تو پس می گیرد
آنکه یکروز لقب داد تو را "حضرت عشق"
از تو رد می شود و راهِ هوس می گیرد
تو به گلخنده ی او جان بدهی اما حیف
خنده را از لبت آن بی همه کس می گیرد
شکوه ای نیست که خود کرده ام اما چه کنم؟
گاه گاهی دل من کنج قفس می گیرد.
.
آدم از عشق که شد خسته نفس می گیرد
روزگار آنچه که داده است به تو با سختی
همه را عاقبت از دست تو پس می گیرد
آنکه یکروز لقب داد تو را "حضرت عشق"
از تو رد می شود و راهِ هوس می گیرد
تو به گلخنده ی او جان بدهی اما حیف
خنده را از لبت آن بی همه کس می گیرد
شکوه ای نیست که خود کرده ام اما چه کنم؟
گاه گاهی دل من کنج قفس می گیرد.
.
- ۷.۴k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط