{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۴

استیسی

وارد خونه شدیم منتظر بودیم ببینیم باید چه غلطی کنیم. رئیس هر کمپانی با رئیس جمهور جلسه داشتن.
چانیول خطاب به من:یه سوال مگه ایشون قرار نبود تا جواب بیاد بیرون بمونه بعد یه پوزخند زد.
من:یکی به این اقای به ظاهر محترم بگه که من به اسرار اعضای بی تی اس اومدم داخل.
ویه پوزخند زدم که تا نا کجا ابادش سوخت.
یه نگاه به بچه ها انداختم .اه
اینام که دارن فک میزنن پس گوشیم رو برداشتم و مشغول بازی شدم . توی اوج ماجرا جی هوپ گوشیم رو از دستم کشید .
با اخم نگاش کردم و گفتم:بدش
جی هوپ:میای بازی?
من:بستگی داره چی باشه
جیمین:بیا میخوایم ps4بازی کنیم یه برقی تو چشام زد و دویدم رفتم جلو تلوزیون
چانیول:واقعا که بچه اید
کامیلا: تو که بزرگ شدی شه گلی به سرما گرفتی هااااا
چانیول فقط پوزخند زد
کامیلا:اسی بزن قدش
بامشت زدیم خخخخخ چانی رو میگی حرص می خورد
بازی که روشن شد زنگ خونه خورد.یعنی اون لحظه هرچی فوحش بود به کسی که پشت دره دادم مرتیکه ...
در باز شد دیدم اوه مای گاد. رئیس جمهور و مدیر کمپانی ها وارد شدن . دهن جسیکا و سارا باز بود.
وارد شدن همه رفتیم روی مبل ها نشستیم.
رئیس جمهور:خب چطور بگم .بچه ها شما یک هفته با هر گروه زندگی کنید تا بعدا هر گروهی که انتخاب کردید کار اموزشون بشید
همه اول مخالفت کردن ولی بعد کوتاه اومدن .البته خواهش های اونام تاثیر داشت .
استیسی:ببخشید میشه یه درخواستی کنم?
رئیس جمهور:البته بفرمایید
اسی:میشه با اکسو دو روز زندگی کنیم
رئیس جمهور:چرا
سارا :چون اسی با دوتاشون مشکل داره
رئیس جمهور : چه مشکلی میشه بپرسم چرا
جسی بل:چیزی نیست فقط با بعضی هاشون کل کل داره
هع دوستای مارو باش
رئیس جمهور:ولی شما باید با همه ی گروه ها مهربون باشد
سر تکون دادم و تایید کردم

اما

قرار شد فردا به خوابگاه nctبریم وااااایییییی کی حوصله داره این مارک و لوکاسو تحمل کنه خدا بخیر کنه

جولیا

وارد خونه شدیم برای سه ماه زندگی با یه مشت خواننده باید لباس های مناسبی انتخاب کنیم .چمدونم رو چیدم و یه عالمه لباس مناسب برداشتم .
رفتم سراغ استیسی
خدا میدونه اگه نرسیده بودم الان چی براشته بود .
وارد اتاقش شدم . اوا این که خوابه .صداش کردم بالاخره بلند شد .
گفتم:اسی نمیخوای وسایلت رو برداری
اسی:فردا یه چیزایی برمیدارم
من:میخوای من برات حاضر کنم امروز اون زبونت خسته شد اونم سر تکون داد و خوابید .

*فردا*

کامیلا

گفته بودن چون روز اول باید جلو دوربین باشیم لباس های دخترونه (ناز نازی خودمون)بپوشیم با کمک جولیا لباسم رو انتخاب کردم.
وسایلم رو برداشتم و رفتم پایی همه امده بودن .
واییی استیسی رو تاحالا با این لباسا ندیده بودم(بعدا عکس کاور لباسا رو میزارم)عجیب بودا
دیدگاه ها (۳)

بیا سیب زمینی هم میگه ببند #عکس_نوشته #عکس_نوشته_عاشقانه

ج ناشناس نمیشه میدونی چرا آخه گیج میشید بعد از این یه رمان د...

چقدر بد شانس 😭😭😭

پارت سیزدهماما: هوی آهای مرتیکه هی اونکه دختره دخترک اما این...

سربازی ۱۱

neme:راز پشت دیوارp:8........+باشه_افرین دختر خوب..فلش بک به...

ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ #boy_in_love#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟷اون روز مثل همیشه از بیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط