دخترچشمبلوری

#دختر_چشم_بلوری
Part 6

پیام(بلخره داری ماله خودم میشی)
با این پیامش خندم گرفت گوشی رو خاموش کردم رفتم سمت تلویزیون یکم فیلم دیدم
بعدش چشام سنگین شد همونحا خوابم برد


ویو صبح
صبح بلند شدم دیدم ساعت 7 شده سریع لباسام رو پوشیدم رفتم سریع سوار تاکسی شدم رسیدم مدرسه رفتم سرکلاس نشستم سرجام اما جی هو نبود که یکی از دوستاش گفت

&سلام زن داداش خوبی امروز جی هو نمیاد مدرسه حالش بد شده
+چرا حالش بد شده
&سرما خورده حالا بعد کلاس خواستی میبرمت پیشش
+مریضی اون به من چه


بعدش برگشتم معلم اومد سره کلاس درس داد
و بعدش زنگ خورد داشتم درس کار میکردم که ذهنم مشغول شد اگه اتفاقی برای جی هو اوفتاده باشه چی چرا نگرانش شدم اصلا به من چه که


[زینگ زینگ] صدای زنگ


رفتم سره کلاس معلم اومد درس داد که یهو منو صدا کرد


! دان بی بیا پای تخته
+چشم(رفت)
! اینو حل کن (ماژیک رو داد بهش)
+چشم


حلش کردم نشستم سرجام که زنگ اخر خورد منم سریع رفتم پیشه رفیقش



+میخوام ببینمش
&اما تو که گفتی نمیای
+نظرم عوض شد
&باشه بشین بریم


نشستم تو ماشین و حرکت کردیم تا اینکه......
دیدگاه ها (۰)

لباس مدرسه دان بی

#دختر_چشم_بلوریPart 7تا اینکه رسیدیم به یک خونه خیلی خوشگل ب...

اولی لباس جی هو برای باشگاهدومی لباس دان بی برای باشگاه

#دختر_چشم_بلوریPart 5ویو صبح امروز تعطیل بودیم منم امروز باش...

برادرای هایتانی پارت ۵

پارت ( دوم) <ویو جونگ کوک>توی شرکت بودم و تمام پرونده هارو ت...

چند پارتی 🤍🖤جین هه : دختری ساکت و آروم و سرد که توی مدرسه هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط