#دختر_چشم_بلوری

#دختر_چشم_بلوری
Part 7


تا اینکه رسیدیم به یک خونه خیلی خوشگل باورم نمیشه اینجا ماله اونه


&بیا پایین دیگه
+عا ببخشید


رفتیم داخر انگار قصر بود وارد خونه شدیم خیلی خوشگل بود که یهو جی هو اومدپایین



_عا دان بی تو اینجا چیکار میکنی
+اومدم ببینم حالت چطورع
_خوبم مرسی بیا بشین برات خوراکی بیارم
+مرسی تو مگه مریض نیستی
&چرا خودم برات میارم برا اونم دمنوش میارم
+باش



خیلی وایب خونه خوب بود و یهو یادم اوفتاد یک سوال بپرسم




+راستی چجوری میخوای منو عاشق خودت کنی
_حالا تو به فکر اون نباش
+بچه پرو(اروم)
_شنیدم(اروم)
+درد حالا که حالت خوبه من رفتم
_کحا خوراکی نخوردی
+مرسی گشنم نیست من میرم مواظب خودت باشیا
_باشه هیسون خانوم رو زرسون
&با کمال میل




از اونجا اومدم بیرون هیسون من و رسوند خونه بعدش رفت منم رفتم داخل لباسام رو عوض کردم یکم خوراکی خوردم که یهو. گوشیم زنگ خورد


«مکالمه»

_سلام
+سلام عجب روانی هستی
_چرا
+حتی وقتی مریضی هم ولم نمی کنی
_خب چیکار کنم دوست دارم دیگه
+باشه شازده کاری نداری
_نه ولی من تازه زنگ زدم
+برو استراحت کن بچه
-باشه خداحافظ
+خداحافظ

«پایان مکالمه»


گوشی خاموش کردم رفتم داخل اتاق و چشم سنگین شد و خوابم برد...



ادامه دارد......
دیدگاه ها (۲)

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

رمان سوم پارت یازدهمبسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>>...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

THE DARK SHADOWS

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط