{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذ

سگي نزد شير آمد و گفت:با من مبارزه كن!شير سر باز زد و نپذيرفت! سگ گفت: نزد تمام سگان خواهم گفت كه شير از مقابله با من مي هراسد!شير گفت: سرزنش سگان را خوشتر دارم از اينكه شيران مرا مسخره كنند كه با سگي مبارزه كردم... ''
دیدگاه ها (۲)

777

ستارخان در خاطراتش ميگويد: من هيچوقت گريه نکردم چون اگرگريه ...

هميشه فردايي نيستتا زندگي فرصت ديگري براي جبران اين غفلت‌ها ...

777

بالهای سرخ پارت ۱۰

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

فیک : بین راندها

سناریو اوبیکاکا

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

فیک : بین راندها

گوا خونی پارت 39جونگکوک رفت میوه هارو شست و اورد و نشت کنار ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p46......نینا حرفی نزد.اخمش هنوز سر جاش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط