{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبر، به دلم بسی ستم کرد و گریخت؛

دلبر، به دلم بسی ستم کرد و گریخت؛
جنگید و مرا اسیر غم کرد و گریخت

پروانه غمم شنید، لرزان شد و سوخت؛
آهو رخ من بدید، رم کرد و گریخت
دیدگاه ها (۰)

آمدم با غزلی ساده ولی تکراریلطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری...

با جمله رندان جهان هم كيشمخيام ترانه های پر تشويشمانگار شراب...

🌷عصرتون همچو♥️رنگین کمان هفتاد رنگ 🌷طاقچه فڪرتون پر از گلهای...

♥️✨به به ای جانم امام حسن....♥️✨تو سبحان ربّی الاعلای من💚✨تو...

دلبر به دلم بسی ستم کردو گریخت🕊️رنجید مرا اسیر غم ها کردو گر...

***## ادامه داستانمیتسوری، در حالی که هنوز گرمای آغوش اوبانا...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط